على محمدى

300

شرح اصول استنباط ( فارسى )

در حق آنان ( ع ) كه يك چنين مخالفت صريح را با قرآن مجيد مرتكب شوند و قطعا چنين احاديثى جعلى و وضعى است و دشمنان دين و اعداء ائمه معصومين ( ع ) آنها را ساخته و پرداختهء و به معصوم نسبت داده‌اند و در ميان احاديث ، روايات جعلى كم نبوده كه خود جريان مفصلى دارد و بزرگان از علماء شيعه شبانه‌روز تلاش نموده و كتب حديث را از اين مزخرفات و جعليات و اسرائيليات پيراستند آن هم در چه شرائط سخت و غربتى شكر الله مساعيهم الجميله پس مراد مخالفت تباينى است نه مخالفت به نحو عموم و خصوص مطلق كه در حقيقت مخالفت محسوب نمىشود و صرفا در ظاهر و صورت و بدوا مخالفتى استشمام مىشود ولى بلافاصله به عرف و وجدان كه مراجعه مىكنيم بينهما را جمع كرده و توسط خاص عام را تخصيص مىزنند و آنها را اصلا مباين و معارض نمىپندارند خصوص با توجه به اينكه ائمه ( ع ) مفسرين قرآن و مبينين مجملات و عمومات و مطلقات و ناسخ و منسوخ قرآن هستند و لذا چه مانعى دارد كه عامى در قرآن آمده باشد ولى مخصص و مفسر آن در كلام معصوم ( ع ) باشد . بنابراين منظور آن احاديث كه ما خالف القرآن فاطرحوه ، ليس بشئى ، لم نقله و . . . مخالف تباينى است نه عام و خاص مطلقى ولى در عين‌حال مصنف مىفرمايد : چون در خود اخبار مخالفت قرآن حتى اشاره‌اى هم به اين مطلب نشده كه مراد مخالفت تباين باشد جاى اين ترديد و شبهه باز است كه شايد مخالفت به نحو عام و خاص را هم شامل مىشود و لذا اين مطلب را هم كه به مطلب قبلى ( قطعى السند بودن قرآن و ظنى السند بودن خبر واحد ) مىافزائيم كار مشكلتر و قبول مطلب دشوارتر مىگردد حال چه بايد كرد و جان كلام چيست ؟ مصنف مىفرمايد : زبدة القول يعنى خلاصه و عصاره و لبّ كلام اينست كه