على محمدى
279
شرح اصول استنباط ( فارسى )
افراد عام عود كند نه به همهء افراد و سپس حكمى بيان شود آيا اين عود ضمير به بعض افراد عام باعث مىشود كه عموم عام تخصيص بخورد و آن هم مختص به بعض الافراد شود يا اينكه اين عود الضمير لطمهاى به عموم عام قبلى نزده و آن را از عموميت نمىاندازد ؟ مسئله دو مقام دارد : 1 - گاهى به اين شكل است كه اول عامى ذكر شده و بدنبال آن قبل از اينكه حكمى بيان شود ضميرى آمده كه طبق دليل خاصى به بعض افراد عام قبلى رجوع مىكند و بدنبال ضمير حكمى آمده كه آن هم بدليل خاص مربوط به همين بعض الافراد است مثلا فرموده : « و المطلقات ازواجهن احق بردهن » كه المطلقات جمع با الف و لام و مفيد عموم است يعنى رجعيات و بائنات را شامل است و ضمير ازواجهن به خصوص رجعيات برمىگردد زيرا كه اجماعى است كه حكم بعدى مخصوص رجعيات است چون آنها احق به ردّ هستند نه ديگران در اين فرض قطعا اين عود الضمير موجب تخصيص آن عام قبلى شده و از آن هم بعض الافراد اراده مىشود و هذا هو الظاهر المتبادر الى الذهن و اين قسم از محل نزاع خارج است . ( البته مصنف اين قسم را پس از طرح قسم بعدى با و اذا كان . . . بيان كرده كه چون محل بحث نيست بجا بود كه ابتدا بيان شود و در وسط به صورت جمله معترضه بيان نشود ) . 2 - و گاهى به اين نحو است كه اول عامى بيان شده و بدنبال آن مستقلا حكمى براى عام تبيين شده و سپس متصلا يا مع الفاصلة ضميرى آمده كه به حكم اجماع به بعضى افراد عام قبلى عود مىكند و بدنبال آن حكمى بيان شده كه موضوعش همين ضمير است و اختصاص به همين بعض الافراد دارد و كلّى نيست مثلا قرآن فرموده : « وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ . . . » و « بُعُولَتُهُنَّ