على محمدى

267

شرح اصول استنباط ( فارسى )

و غيره ) . مقدّمه : در مبحث حجيت ظواهر به حكم بناء عقلاء بحثى است كه آيا ظواهر قرآن و سنت و ساير خطابات فقط نسبت به مشافهين ( مخاطبين شفاهى و لب به لب ) و شبه آنان يعنى كسانى كه مشافه نيستند ولى مقصود بالافهام از اين خطاب مىباشند حجّت است يا مطلقا چه نسبت به من قصد افهامه و چه ديگران حجت است ؟ از سخنان محقق قمى قول اول استفاده مىشود و مدّعى است كه مقصودين بالافهام بالنسبة به خطابات كتاب و سنّت تنها موجودين و حاضرين بودند و آنها حق داشتند مستقيما از ظواهر استفاده كنند و به مراد متكلم طبق قرائن حاليه و . . . واقف بودند و . . . ولى ماها كه مقصود بالافهام نيستيم و تنها ببركت اجماع و ضرورت دين اين تكاليف در حق ما ثابت است حق نداريم اصالة العموم جارى كنيم و از ظواهر استفاده كنيم بلكه يجب علينا الفحص و اليأس ثم الاخذ بالظاهر در مقابل مشهور برآنند كه ظواهر مطلقا حجت است چه نسبت به مقصودين و چه ديگران و الوجه فى ذلك انّ بناء العرف على الاخذ بالاصول المذكورة و لو فى مقام لم يقصد افهام العامل بتلك الاصول . حال موهن دوم را ميرزاى قمى ذكر كرده و مبتنى بر مبنائى است كه از ايشان نقل شد . جواب مصنف : فرمايش ميرزا بر يك صغرى و يك كبرى استوار است و ما در هردو مناقشه داريم : صغرى : مقصودين بالافهام و مخاطبين مستقيم اخبار اصحاب الائمه بودند . كبرى : و بناء عقلاء بر اخذ به ظواهر است نسبت به مقصودين بالافهام تنها .