على محمدى
266
شرح اصول استنباط ( فارسى )
مبتنى شده . با حفظ اين مقدمه مىگوئيم : به عقيدهء جناب شيخ بهائى در كتاب زبدة : حجيت اصول لفظيه از قبيل اصالة عدم التخصيص منوط به اينست كه از آنها ظن شخصى به وفاق حاصل شود و لا ريب در اينكه قبل الفحص و اليأس از اين اصول چنين ظنى حاصل نمىشود پس اين اصول حجت نخواهند بود آرى بعد از فحص از اين اصول غالبا ظن شخصى مىآيد و ارزش دارد . جواب مصنف : اوّلا اينكه مناط حجيت اصول لفظيه را ظن شخصى بدانيم بر خلاف قول مشهور و رأى محققين از اصوليين است كه مناط را ظن نوعى مىدانند يعنى همين كه اين اصل شأنيت و قابليت آن را داشته باشد كه براى نوع مردم مظنه بياورد كافى است و لازم نيست كه بالفعل هم براى هر فرد فردى مظنه بياورد و ظن شأنى قبل از فحص هم هست و ثانيا اگر مناط را ظن شخصى بدانيم بايد باب حجيت اين اصول را ببنديم زيرا كه غالبا ظن شخصى براى انسان حاصل نمىشود تا بتواند از اين اصول استفاده كند و لا يلتزم بسد هذا الباب احد . ( اعتراض : درست است كه مناط ظن نوعى است ولى ما قبول نداريم كه قبل الفحص چنين شأنيتى باشد و براى نوع ظن بياورد خصوصا كه عمومات كتاب و سنت در معرض تخصيص قرار دارند و اينكه در ثانيا گفتيد غالبا ظن شخصى حاصل نمىشود مىگوئيم : قبل الفحص آرى ولى بعد الفحص قبول نداريم بلكه بعد الفحص مطلب بالعكس است يعنى غالبا چنين ظن شخصى حاصل مىشود و بالجمله نوع جوابهاى مصنف در اين مقام داراى ابهاماتى است كه جواب را ناتمام مىسازد ) . موهن دوّم : ( هذا ما قد يستفاد من مطاوى كلمات بعضهم كالمحقق القمى