على محمدى

222

شرح اصول استنباط ( فارسى )

است و به تعداد هر فردى اطاعت و عصيان ، ثواب و عقاب درست مىشود مثل اكرم كل رجل پس اگر يك ميليون فرد باشد به همين اندازه ثواب و عقاب درست مىشود . عام مجموعى آنست كه كليه افراد من حيث المجموع يك مطلوب و يك اطاعت و عصيان و يك ثواب و عقاب بيشتر نيست مانند ايمان به ائمه ( ع ) كه ايمان به همهء دوازده امام واجب است و ايمان به بعض كافى نيست و قرآن راجع به منافقين كه مىگفتند : نؤمن ببعض و نكفر ببعض فرموده : اولئك هم الكافرون حقّا . عام بدلى كه محل بحث نيست ولى اجمالا عبارتست از اينكه از كلام يك فرد لا على التعيين و على البدل اراده شده باشد كه بر هركدام از افراد قابل صدق است مثل اعتق اية رقبة شئت . حال بحثى است كه آيا اصل در عموم استغراقى است يا مجموعى ؟ و آيا جمع با الف و لام در عموم استغراقى حقيقت است يا در مجموعى ؟ اقوالى است ولى متبادر به ذهن چه در الفاظ كل و جميع و چه در جمع با الف و لام و يا جمع مضاف و . . . عموميت استغراقيه است يعنى كل فردفرد مستقلا داراى حكم هستند و تبادر علامت حقيقت بودن عام در عموم استغراقى است و اگر احيانا از جمع با الف و لام يا از كل و جميع عموم مجموعى اراده مىشود مثل آمن بكلّ نبى او امام و . . . ببركت قرائن است و مثال مصنف اينست كه اگر كسى خبر دهد كه : حمل الرجال الخشية ببركت قرينهء حاليه و مقاميه مىگوئيم منظور اينست كه مجموع رجال حاضر در آنجا اين چوب را حمل كرده و بدوش كشيدند يا اين سنگ را به اهرام مصر رساندند و . . . نه اينكه هركدام جداجدا چنين كنند چون عادتا چنين امرى مقدور فردى از افراد نيست پس اصل اولى در عمومات استغراق است .