على محمدى

22

شرح اصول استنباط ( فارسى )

است و قدر جامعشان كميّت است فليس شيئى من موضوع هذا فى موضوع ذاك و بالعكس و يا به نحو عموم و خصوص مطلق است مثل علم طب و علم جرّاحى كه دوّمى اخص از اولى است و موضوع اوّلى مطلق امراض بدنيه است اعم از امراضيكه معالجه آنها نياز به جرّاحى دارد و آنهائيكه ندارد ولى موضوع دوّمى خصوص امراضى است كه از طريق عمل جرّاحى انجام مىپذيرد و يا به نحو عموم و خصوص من وجه است مثل علم طب و اخلاق كه هر دو مشترك هستند در قواى نفس انسان ولى علم طب مخصوص به مطالعه و بررسى در جسد انسان و اعضاء بدن است و علم اخلاق مخصوص نظر در نفس ناطقه و قواى عملى آنست با عنايت به اين مقدّمه بحث در اينست كه آيا امتياز علوم از يكديگر به موضوعاتشان است ؟ يا به اغراض ؟ در اين رابطه انظارى وجود دارد : 1 - بعقيدهء مشهور امتياز علوم از يكديگر به موضوعات آنها است فى المثل امتياز علم نحو از منطق به اينست كه نحو از كلمه و كلام بحث مىكند و منطق از معرّف و حجّت . 2 - به عقيدهء مرحوم آخوند و جماعتى امتياز علوم به تمايز اغراض است مثلا غرض از علم نحو صون اللسان عن الخطا فى المقال است و غرض از علم منطق صون الفكر عن الخطا فى الاستدلال است و غرض از علم اصول اقتدار بر استنباط است و . . . 3 - صاحب منتهى الاصول مرحوم بجنوردى « 1 » در كتابش تفصيل داده . 4 - صاحب محاضرات « 2 » تفصيل ديگرى دارد كه بايد مراجعه شود .

--> ( 1 ) - منتهى الاصول ، ج 1 ، صفحهء 6 . ( 2 ) - محاضرات ، ج 1 ، صفحهء 25 .