على محمدى
218
شرح اصول استنباط ( فارسى )
آنها بر عموميت از كدام قسم است ؟ براى پاسخ به اين دو سئوال الفاظ عموم را به چهار دسته تقسيم كرده و راجع به هركدام عليحده بحث مىكنيم : دسته اوّل : الفاظيكه به ماده دلالت بر عموم مىكنند و ظهور در عموم دارند كه مشروح اين الفاظ را مرحوم شهيد ثانى در تمهيد القواعد آورده و مرحوم محقق قمى هم به پيروى از شهيد بخش اعظم آنها را در قوانين الاصول « 1 » آورده از قبيل : لفظ كل و جميع و جميع متصرفات آن از قبيل اجمع ، جمع ، جمعا و اجمعين و توابع جميع از قبيل اكتع ، ابصع و ابتع و . . . با همهء متصرفاتشان و از قبيل كافة ، قاطبة و عامة و معاشر ، و از قبيل من و ماء شرطيه و استفهاميه نه موصوله كه محل بحث است و از قبيل اىّ شرطيه و استفهاميه و مهما و اذما و ايان و انى و متى و حيث و اين و كيف و اذا و . . . كه برخى از اين الفاظ دال بر عموم استغراقى هستند و برخى بدلى و . . . كه در نكات بعدى توضيح خواهيم داد . جناب مصنف خصوص كل و جميع و توابع آن را آوردهاند و مدعى هستند كه اين گونه از الفاظ ظهور در عموم دارند و از نوع ظهور وضعى هم هست يعنى در هر لغتى الفاظى وجود دارد كه براى عموميت وضع شده و استعمال آن در خصوص مجاز است و دليل ايشان تبادر است بدينمعنا كه وقتى لفظ كل و . . . در كلام بقول مطلق و بدون هرگونه قرينهاى به كار مىروند بذهن ما عموميت تبادر مىكند آن هم از نوع استغراقى كما سيأتى . دستهء دوّم : جمع محلّى به الف و لام و جمع مضاف : مثل العلماء ، علماء البلد البته راجع به اولى بحث مىشود و دوّمى هم بدان ملحق مىشود و در اين رابطه
--> ( 1 ) - قوانين الاصول ، ج 1 ، صفحهء 197 .