على محمدى

217

شرح اصول استنباط ( فارسى )

دارند و حقيقت در عموم هستند بالعكس است يعنى حقيقت در خصوص هستند و استعمالشان در عموم مجازى است اين قول همراه با دو دليل آن و جوابهايش در پايان مطلب چهارم از مطالب اين مبحث خواهد آمد . 3 - عدّه‌اى قائل به اشتراك لفظى اين الفاظ بين العموم و الخصوص هستند لغتا و شرعا . 4 - عدّه‌اى مىگويند به حسب لغت مشترك لفظى است ولى برحسب استعمالات شرعى ظهور در عموم دارند . 5 - و عده‌اى قائل به توقف هستند يعنى مىگويند : نحن لا ندرى اللعموم وضعت ام للخصوص ؟ مطلب دوّم : بنابر قول مشهور كه ما در لغت عرب الفاظى داريم كه ظهور در عموميت دارند اين بحث مطرح مىشود كه : ظهور لفظى در معنائى چهار نوع است : 1 - ظهور وضعى و آن عبارتست از اينكه كلام براى دلالت بر فلان معنى وضع شده باشد . 2 - ظهور اطلاقى و آن عبارتست از اينكه از اطلاق كلام و به كمك مقدمات حكمت دانسته شود . 3 - ظهور عقلى كه عبارتست از اينكه : عقل با محاسباتى نتيجه مىگيرد دلالت كلام را بر معنائى و صرف دلالت عقليه هم نيست بلكه به سرحدّ ظهور هم مىرسد . 4 - ظهور بالقرينه كه لفظى به بركت قرائن خاصه و عامه دالّ بر معنائى باشد . با عنايت به اين اقسام مىپرسيم : الفاظ عموم كدام است ؟ و نحوهء دلالت