على محمدى
205
شرح اصول استنباط ( فارسى )
مىدهيد و مىگوئيد : شايد آوردن وصف بدين منظور باشد مىگوئيم : هر احتمالى موهومى كه قابل اعتنا نيست بايد احتمال عقلائى باشد و ثانيا بر فرض كه چنين چيزى از سيرهء شارع ثابت شود خواهيم گفت شما نقض غرض كرده و از محل بحث خارج شدهايد زيرا كه سخن در مواردى است كه كمترين قرينهاى بر نفى و اثبات مفهوم داشتن نباشد . ج : شايد فايدهء تقييد به وصف اين باشد كه چون سئوال سائل از حكم خصوص مورد وصف بوده امام هم برطبق سئوال او جواب مرحمت كردهاند و گرنه حكم كلى دائر مدار وصف نيست . مصنف جواب داده به اينكه : خود اين سئوال قبلى قرينه مىشود و باز سخن قبل را تكرار مىكنيم كه موارد وجود قرينه محل بحث نيست . بحث پنجم : آخرين بحث در باب مفهوم وصف اينست كه : مشهور اصوليين گفتهاند : وصفهاى غالبى داراى مفهوم نيستند يعنى وصفى مفهوم دارد كه حكم صددرصد دائرمدار او باشد و حيث يوجد الوصف يوجد الحكم و حيث ينتفى ينتفى و امّا مواردى كه از خارج و ببركت اجماع و امثال آن براى ما ثابت شده كه فلان وصف در مورد غالب وارد شده و صرفا براى بيان غالب افراد آمده باز خود اين قرينه مىشود بر مفهوم نداشتن و معروفترين مثال وصف غالبى آيهء شريفه ذيل است : وَ رَبائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ . . . در اين جمله به قرينه صدر آيه حكمى موجود است بنام حرمت ازدواج و موضوع آن ربائب ( دخترانى كه در دامان شوهر جديد تربيت مىشوند ) است و وصف موضوع اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ است و معناى آيه اينست كه از جملهء زنانى كه ازدواج با آنها بر شما مردان حرام است ربيبههاى شما هستند آندسته از ربيبههائيكه در دامان شما تربيت يافتهاند حال اين وصف مفهوم