على محمدى

204

شرح اصول استنباط ( فارسى )

فائده‌اش تعليق الحكم على الوصف نيست تا بگوئيم اگر اين هم نبود يلزم اللغوية بلكه وصف فوائد و منافع بسيارى دارد كه هركدام احتمال داده مىشوند و اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال و آن فوائد عبارتند از : الف : شايد آوردن وصف از باب شدت اهتمام امام ( ع ) بوده به بيان حكم متعلّق وصف ( نظير : حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى ) نه اينكه حكم دائرمدار وصف باشد خير با نبود آن هم چه بسا حكم باشد ولى لشدة الاهتمام اين تقييد آمده و منشأ اين اهتمام ويژه اينست كه مثلا سائل و مخاطب امام ( ع ) مالك حيوانات سائمه بوده و لذا امام فرموده : فى الغنم السائمة زكات و يا بخاطر دفع توهم عدم تناول حكم نسبت به محلّ وصف اين تقييد آمده نظير و لا تقتلوا اولادكم خشية املاق « 1 » . مصنف از اين فايده جواب مىدهند به اينكه : اوّلا اين گونه از فوائد جنبى كافى نيست و توجيه نمىكند تقييد به وصف را و ثانيا بر فرض كفايت خواهيم گفت خود اين امور قرينه حاليه مىشود بر مفهوم نداشتن و از محلّ بحث ما بيرون مىشوند . ب : شايد آوردن وصف از اين جهت بوده كه مصلحت ايجاب نموده كه حضرت ( ع ) راه و رسم اجتهاد و استنباط را به مخاطب بياموزد يعنى اينكه حكم مورد وصف را صريحا بيان نموده و حكم مورد نبود وصف را واگذار كرده باشد به اجتهاد و تحقيق خود مخاطب پس باز هم تقييد به وصف دليل نمىشود كه اذا انتفى القيد انتفى الحكم المقيد . مصنف از اين بيان هم جواب مىدهند به اينكه : اوّلا وجود چنين فائده‌اى اوّل كلام و عين المتنازع فيه است و ما قبول نداريم كه آوردن وصف بدين منظور باشد زيرا كه چنين چيزى از سيره و طريقهء شارع مألوف نيست و اينكه شما احتمال

--> ( 1 ) - معالم الاصول ، صفحهء 83 .