على محمدى

190

شرح اصول استنباط ( فارسى )

به صورت جمله شرطيه فرمود : اذا ركضت . . . و مفهومش اينست كه اگر در هنگام سر بريدن دست و پا نزد و چشمش را باز و بسته نكرد خوردن گوشت او حرام است و ريخته شدن خون عبيط ملاك نيست حال اگر جملهء شرطيه داراى مفهوم نبود هرگز امام ( ع ) به مفهوم كلام على ( ع ) استدلال نمىكردند از اين استدلال استكشاف مىشود كه شرط داراى مفهوم است منتها شرائطى دارد كه عمده‌ترين شرط آن ظهور در استقلال و انحصار است كه در بحثهاى بعدى تبيين خواهد شد . بحث پنجم : قوله : و ما يقال : يكى از ادلّه مخالفين از قبيل سيد مرتضى و ديگران در مقام منع از دلالت جمله شرطيه بر مفهوم اينست كه گفته‌اند : وقتى كه ما به شريعت مراجعه مىكنيم و در لسان آيات و روايات تتبع مىكنيم با مواردى روبرو مىشويم كه در آنها اى چه بسا شرطى جانشين شرط ديگر شده و با انتفاء شرط اول هم آن حكم منتفى نشده بلكه در ضمن شرط ثانى ادامهء حيات مىدهد و اين مطلب مثالهاى فراوانى دارد : 1 - مثالى كه صاحب معالم از قول سيد مرتضى ره نقل كرده : الا ترى ان قوله تعالى و استشهدوا شهيدين من رجالكم يمنع من قبول الشاهد الواحد « 1 » . . . 2 - مثال معروفيكه مصنف در متن آورده در رابطه با نماز قصر و آن اينكه در بعض روايات آمده : اذا خفى الاذان فقصر يعنى معيار در حدّ ترخص و وجوب قصر خفاء اذان بلد است و در روايت ديگر آمده اذا خفيت الجدران فقصر يعنى معيار حدّ ترخص خفاء جدران و ديوارهاى بلد است حال اگر جمله شرطيه داراى مفهوم باشد بايد مفهوم جملهء اوّل اين باشد كه : فاذا لم يخفى الاذان فلا يحب القصر مطلقا سواء خفى الجدران ام لا در حالى كه منطوق حديث بعدى اين را نفى مىكند و دلالت

--> ( 1 ) - معالم الاصول ، صفحهء 81 .