على محمدى

154

شرح اصول استنباط ( فارسى )

الف : تعريف مادهء نهى : به قول جمهور متقدمين و اكثر متأخرين از اصوليين از جملهء مرحوم آخوند در كفايه و صاحب اصول الاستنباط معناى مادّهء نهى عبارتست از « طلب الترك بالقول استعلاء » يعنى همانگونه كه مادّه امر داراى معناى طلبى بود همچنين مادّهء نهى نيز داراى معناى طلبى است با اين تفاوت كه امر طلب فعل بود و نهى طلب ترك است ( ولى به عقيدهء جماعتى از متأخرين يعنى پيروان مكتب و مدرسهء محقق نائينى ره منجمله مرحوم مظفر معناى حقيقى نهى زجر و ردع و منع مخاطب از فعل منهى عنه است و طلب الترك لازمهء عقلى آنست نه اينكه معناى مطابقى باشد و سرّ مطلب آنست كه امر از اراده و طلب و محبوبيت ذاتيه عمل عند المولى سرچشمه مىگيرد و لذا طلب الفعل است ولى نهى از كراهت و مبغوضيت عمل عند المولى نشأت مىگيرد و لذا زجر عن الفعل است و اين رأى به مراتب دقيقتر از رأى اوّل است . « 1 » حال در اين تعريف قيودى وجود دارد كه به منزلهء جنس و فصل هستند . 1 - كلمهء طلب جنس تعريف است كه بر مادهء امر و هيئت آن و نيز مادة النهى و صيغته و نيز بر سئوال و دعا ( در باب اوامر معنا كرديم ) بر همهء اينها صادق است . 2 - كلمهء ترك الفعل فصل اوّل تعريف است كه باب اوامر را خارج مىكند چون امر طلب فعل است و نهى طلب ترك است . 3 - كلمهء بالقول : مصنف مىفرمايد : به عقيدهء ما قول و نهى قولى كه به زبان بگويد : نهيتك عن كذا موضوعيّت ندارد بلكه اگر با كتابت و نوشتار هم نهى مولى به عبد و اصل شود بايد امتثال كند ولى چون مشهور اين قيد را آورده‌اند ما نيز صرفا به منظور پيروى از آنان آورديم ( حال اينكه مشهور قيد كرده‌اند يا احترازى

--> ( 1 ) - تفصيلا در اول باب نواهى از ج 1 ، شرح اصول فقه بيان كرده‌ام .