على محمدى
12
شرح اصول استنباط ( فارسى )
2 - نظريات و خود اين به دو قسم مىشود 1 - اصول موضوعه و آن مبادئى ايست كه متعلّم از معلم مىگيرد و بدانها تصديق مىكند در اثر حسنظن به معلم 2 - مصادرات قضائى كه متعلم بدان اذعان نگرده و با استنكار از معلم مىگيرد . و تفصيل اين مطالب را بايد از كتب منطقيه بدست آورد و در اينجا مناسب است بدانيم كه اصوليين قسم ديگرى از مبادى را افزودهاند كه بنام مبادى احكاميه معروف است و منظورشان شناخت حالات احكام شرعيه است از قبيل : تقسيم احكام به وضعيه و تكليفيه ، احكام تكليفيه همه باهم متضاد هستند يا خير ؟ آيا احكام وضعيه از احكام تكليفيه انتزاع شده و يا مستقلا مجعول شارع هستند ؟ و . . . نكتهء دوّم : واسطه بر سه قسم است : 1 - در عروض 2 - در ثبوت 3 - در اثبات واسطه در عروض در صورتى است كه عرض حقيقتا اسناد داده مىشود به واسطه و مجازا به ذى الواسطة مثل حركت نسبت به سرنشينان كشتى و خود سفينه ، كه حركت حقيقتا مال واسطه يعنى كشتى و مجازا مستند به ذى الواسطه يعنى جالس سفينه است . واسطه در ثبوت در صورتى است كه عرض حقيقتا مستند باشد به ذى الواسطه و مجازا به خود واسطه مثل سياهى صورت بواسطه آفتاب كه عرض سواد اسنادش به ذى الواسطه يعنى وجه حقيقى و به واسطه يعنى شمس مجازى است . واسطه در اثبات يا تصديق : در هر برهانى حدّ وسط آن واسطه است براى اثبات اكبر للاصغر كه ممكن است در عالم واقع هم اوسط علّت حدوث باشد و يا بالعكس كه از اينجا برهان لمّى و انّى تشكيل مىشود و تفصيل آن را بايد از كتب منطقى جويا شد . نكتهء سوّم : كلمهء عوارض جمع عارض است و عارض عبارتست از الخارج