على محمدى
118
شرح اصول استنباط ( فارسى )
3 - دو مقدمه : الف : همانگونه كه در مبحث قبلى ذكر شد واجب مطلق داريم و واجب مشروط داريم و تعريف آن دو با ذكر مثال گذشت در اينجا نيازى به تكرار نيست . ب : اصوليين براى مقدمه تقسيماتى ذكر مىكنند كه يكى از آنها اينست كه : مقدمه يا مقدمه وجوبيه است و يا وجوديه ، منظور از مقدمات وجوبيه يا مقدمهء وجوب عبارتست از مقدمات اصل وجوب كه اگر اين مقدمات نباشند اصلا از سوى مولى امرى به ذى المقدمه تعلق نمىگيرد و خلاصهء ذى المقدمه و واجب نسبت به آنها مشروط است كه اگر آنها موجود شدند ذى المقدمه مصلحت يافته و قابليت تعلق امر را مىيابد و الّا فلا مانند استطاعت نسبت به حج و . . . و منظور از مقدمات وجوديه يا مقدمات واجب آن مقدماتى است كه اگر حاصل نشوند واجب و ذى المقدمه محقق نمىشود مثل قطع مسافت و حج يا اگر هم محقق شود صحيح نخواهد بود مانند طهارت نسبت به نماز و ويژگى مقدمهء وجوبيه آنست كه مفروض التحقق و الحصول است يعنى مولى فرض حصول آن را كرده و به ذى المقدمه امر مىكند مثل وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ . . . و تحصيل آن بر مكلف لازم نيست امّا ويژگى مقدمات وجوديه آنست كه لازم التحصيل هستند يعنى بر خود عبد لازم و واجب است كه مقدمة آنها را ايجاد كند تا بتواند به ذى المقدّمه برسد . با حفظ اين دو مقدمه نكته سوم اينست كه محلّ نزاع در مقدمات واجب مطلق است كه آيا واجب هستند يا نه و امّا مقدمات واجب مشروط يا همان مقدمات وجوبيه از محل نزاع خارج است و در آنجا اجماعى است كه مقدمات واجب نيستند . 4 - وجوب در تقسيمى دو قسم مىشود : الف : عقلى ، ب : شرعى . منظور از وجوب عقلى همان لزوم و لا بديت عقليه مقدمه است . و منظور از وجوب شرعى آنست كه علاوه بر لابديت عقليه يك وجوب