على محمدى
119
شرح اصول استنباط ( فارسى )
شرعى هم براى مقدّمه ثابت باشد . حال لزوم و لابديت عقليهء مقدمات جاى بحث نيست و مساوق با مقدميّت است و مقدمه آنست كه لا بدّ منه باشد چون بدون آن ذى المقدمه يا حاصل نمىشود يا صحيح نخواهد بود و بقول محقق نائينى لابديت عقليه عبارة اخراى مقدميت است . انما الكلام در وجوب شرعى است كه آيا شرعا هم مقدمه واجب است و امر مولوى دارد يا خير ؟ 5 - آيا مبحث مقدمهء واجب از مباحث الفاظ است ؟ يا از ملازمات عقليه ؟ به عقيدهء متقدمين تازمان مرحوم شيخ انصارى اين مسئله از مسائل الفاظ بوده و سخن در اينست كه آيا امر به ذى المقدمه بدلالت لفظيه وضعيهء التزاميه بر وجوب مقدمات آن دلالت دارد يا خير ؟ و به عقيدهء مشهور متأخرين مسئله از مسائل ملازمات عقليه است و بحث در اينست كه آيا ميان وجوب شرعى ذى المقدمه و وجوب شرعى مقدمات آن ملازمهء عقليه وجود دارد يا خير ؟ البته قائلين به وجوب شرعى در هردو گروه نتيجه حرفشان يكى است و آن اينكه ملازمه هست منتها گروه اول ملازمه را لفظيه و گروه دوّم عقلى محض مىدانند و لزوم را بين بالمعنى الاعم ميدانند نه بالمعنى الاخص و قائلين به عدم وجوب هم مدعى هستند كه ملازمهاى نيست نه لفظيه و نه عقليّه . جناب مصنف مىفرمايد حالكه سخن از دلالت لفظيه و يا ملازمهء لفظيه و دلالت عقليه يا ملازمهء عقليه به ميان آمد مناسب است بحث را در دو مقام طرح و دنبال كنيم : مقام اوّل : دلالت لفظيه يعنى آيا لفظى كه بر وجوب شرعى ذى المقدمه