على محمدى

115

شرح اصول استنباط ( فارسى )

الامتثال يا ادفنو موتاكم مع قصد امتثال الامر و . . . چون مستلزم دور است . بيان ذلك : از طرفى فرض اينست كه رتبهء متعلق امر مقدم است بر رتبهء خود امر و تا متعلق با همهء اجزاء و شرائط تصوير نشود امرى نمىآيد و على الفرض يكى از آن شرائط قصد قربت به معناى قصد امتثال امر است پس آمدن امر متوقف شد بر تحقق و تصوير قصد قربت در متعلق آن در حالى كه فرض اينست كه امر ديگرى نيست هرچه هست همين امر است و قبل از آن قصد امتثالى متصور نيست بلكه قصد امتثال هم متوقف بر تعلق اين امر و فرع بر تحقق آنست پس آمدن امر موقوف است بر قصد امتثال و قصد امتثال موقوف بر امر است پس در حقيقت آمدن امر موقوف است بر خودش و هذا دور يعنى توقف الشيئى على نفسه و دور محال است چون مستلزم تقدم شيئى على نفسه و آن مستلزم تناقض است « 1 » بنابراين ازطرفى بر فرض اعتبار و اشتراط قصد امتثال امرهم براى مولى اخذ آن در متعلق امرش ممكن نيست للزوم الدور او الخلف « 2 » و از طرف ديگر هم سقوط امر مولى در خارج بواسطه تحقق واجب در خارج باىّ وجه اتفق و به هر قصديكه باشد اين نيز دليل مىخواهد و بدون دليل نمىتوان گفت حتما امريكه به ذمه ما آمده ساقط شد در نتيجه ما باشيم و اطلاق صيغهء افعل نه مىتوانيم از آن تعبديت را استفاده كنيم و نه توصليت را و خطاب برحسب ظاهر مجمل مىشود و بر هيچكدام دلالت نمىكند . آنگاه نوبت به حكم عقلى و اصول عمليه مىرسد و عقل مىگويد : « الاشتغال اليقينى يستدعى الفراغ اليقّينى » يعنى شما قطعا اشتغال ذمّه به نماز داريد و قطعا بايد فراغ ذمه يقينى تحصيل كنيد و آن به اينست كه احتياط نموده و عمل را با قصد قربت و امتثال امر انجام دهيد چون آوردن اين قصد على الفرض ضررى ندارد

--> ( 1 ) - به بيانى كه در شرح كشف المرار آورده‌ام قسمت برهان امكان و وجوب . ( 2 ) - همانگونه كه در شرح اصول فقه بيان كرده‌ام .