الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
66
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
ما جدا كرديم ، به منظور اين بود كه بعضى خيال كردهاند اينها دو مسئله هستند و لذا جداگانه مطرح ساختيم ، تا روشن كنيم كه خير دو مسئله نيستند . جمعبندى : از روز اول ما در بخش مستقلات عقليه گفتيم چهار مبحث داريم ، كه مبحث رابع مربوط است به مباحث حجت و سه مبحث اول مربوط است به بخش ملازمات عقليه . 1 - التحسين و التقبيح العقلى . 2 - ادراك العقلى للحسن و القبيح . 3 - ثبوت الملازمة بين حكم العقل و حكم الشرع . ولى با بياناتى كه كرديم معلوم شد كه حقيقت و باطن اين سه مسئله يكى است و آن اينكه : حسن و قبح عقلى داريم . يعنى عقلاء عالم بما هم عقلاء جميعا ، برخى كارها را حسن و برخى كارها را قبيح مىدانند . آنگاه قبول اين سخن مساوى است با قبول « ادراك العقل للحسن و القبح » و عين همند ، كه مبحث ثانى بود . و نيز قبول اين سخن مساوى است با قبول حسن و قبح شرعى در مورد حكم عقل كه باز هم اين دو يك مسئلهاند نه دو مسئله جداگانه . و من العجيب : شگفتا از صاحب الفصول رضوان الله عليه كه ايشان مسئله اول و دوم را قبول كرده يعنى حسن و قبح عقلى را پذيرفته و مع ذلك منكر ملازمه شده است . جناب مصنف ( ره ) مىفرمايد : شايد منشا اين افكار صاحب فصول آنست كه خيال كرده هرآنچه را كه عقل ادراك مىكند و حكم مىكند برطبق آن ، چه عقل نظرى و چه عقل عملى ، عقل عملى هم چه سبب حكمش ادراك كمال و نقص باشد و چه ادراك ملائمت و منافرت باشد و چه خلق انسانى باشد و چه انفعالات نفسانى و چه عادات انسانها باشد . تمام اينها داخل در محل بحث در ملازمات هستند و خيال كرده كه اصوليين در تمام اينها قائل به ملازمه هستند و لذا آمده ، اين سخن را منكر شده است . غافل از اينكه اصوليين تنها ملازمه را در آن احكام عقليهاى قائلند كه عقلاء بما هم عقلاء جميعا برطبق آن حكم كنند لا مطلقا . پس ساير احكام عقلائيه از موضوع بحث ما خارج است و ما اين مطلب را در مبحث اول تفصيلا در بخش اسباب حكم عقل به حسن و قبح توضيح داديم و