الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
63
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
با حفظ اين مقدمه مىگوئيم : در اين مبحث دو نظريه وجود دارد : 1 - گروهى برآنند كه اين اوامر و نواهى همانند ساير امرها و نهىها مولوى هستند . 2 - و جمعى برآنند كه اين امر و نهىها ارشاد به حكم عقل هستند و نه مولوى . جناب مظفر مىفرمايد : به اعتقاد من اين اوامر و نواهى ارشادى هستند و نه مولوى دليل اينست كه : هدف از امر شارع عبارتست از ايجاد داعى و انگيزه بسوى انجام كار در مكلف يعنى خود مكلف محرك باطنى و باعث درونى نداشت و اگر شارع نمىفرمود او خودبخود نمىرفت بسراغ انجام كار شارع امر مىكند يعنى او را تحريك مىكند و هل مىدهد و بعث مىكند و ايجاد داعى مىنمايد ، در جان و روح او « ما شئت فعبر » يا « هرچه مىخواهد دل تنگت بگو » . هدف از نهى شارع عبارت است از ايجاد زاجر و صارف و مانع درونى براى مكلف نسبت به انجام كار كه اگر اين نهى نبود مكلف مانع و زاجر نداشت . حال در مواردى كه خود عقل مستقلا در مكلف ايجاد داعى مىكند و او را دعوت به انجام كار حسن مىنمايد و محرك اوست و يا در او ايجاد زاجر مىكند و وى را از انجام كار زشت بازمىدارد و هشدار مىدهد كه مبادا انجام دهى ، ديگر نيازى به جعل داعى يا زاجر از طرف مولى نيست ، بلكه نه تنها حاجتى به آن نيست كه عبث و لغو است و بلكه اساسا محال و ممتنع است . چون مستلزم تحصيل حاصل است ، يعنى داعى و زاجر كه خودش حاصل و موجود است مولى مىخواهد كه مكلف او را تحصيل كند و در جان خودش ايجاد كند و تحصيل حاصل محال است . بنابراين ما به اين نتيجه مىرسيم كه كليه اوامر و نواهىاى كه از سوى شارع مقدس در موارد حكم عقل وارد شده است ، تماما ارشادى و تأكيدى هستند ، و هيچكدام مولويت و تأسيسيت ندارند . نعم : در پايان دو مورد را استثناء مىكند و آن اينكه : مقدمه : اختلاف است كه آيا مدح و ذم با ثواب و عقاب دو چيزند يا يكى ؟ برفرض كه دو تا باشند آيا لازم و ملزومند ، يعنى لازمهء مدح ثواب و لازمهء ذم عقاب است ؟ يا خير چنين ملازمهاى نيست . مسئله اختلافى است ، حق آنست كه مدح و ذم با ثواب و عقاب يكى است و