الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

150

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

عجيب و غريب مىنمايد و نمىخواهند زير بار حرف ما بروند ولى ما منكر عليت و معلوليت هستيم و حرف بالاترى داريم كه بيشتر مايهء تعجب شما است و آن اينكه ما مىگوئيم : بنا بر قول به اينكه مقدمهء واجب وجوب شرعى مولوى دارد ( اگرچه حق عدم آن است ) واجب و لازم و لا بدّ منه است كه مقدمات مفوته پيش از وجوب ذى المقدمه وجوب پيدا كنند و وجوبشان متقدم باشد و براى توضيح اين سخن و رد مسئلهء معلوليت وجوب مقدمه نسبت به وجوب ذى المقدمه به تجزيه و تحليل مطلب مىنشينيم : در آغاز يك كبراى كلى راجع به مطلق اوامر چه غيرى و چه نفسى بيان مىكنيم و به دنبال آن تطبيق مىكنيم آن كبرى را بر باب مقدمهء واجب بنحو مطلق چه مقدمات مفوته و چه غير مفوته و سپس وارد بحث مقدمهء مفوته مىشويم و نتيجهء مطلوب را ان‌شاءالله تعالى مىگيريم . اما بيان كبراى كلى : مقدمتا بايد بدانيم كه ما انسانها در افعال اختيارى خودمان چند مرحله را طى مىكنيم : الف : تصور آن عملى كه مطلوب ماست . ب : تصديق به فائدهء آن عمل . ج : پيدا شدن شوق نسبت به آن عمل در ما . د : شدت يافتن شوق و رسيدن آن به سرحد اراده اگر مانعى نباشد و به دنبال آن انجام آن عمل . پس ارادهء ما مسبوق به شوق است و شوق مسبوق به تصديق به فائده و آن هم مسبوق به تصور عمل است . با حفظ اين مقدمه در مورد افعال خداوند متعال مىگوئيم : ذات حق داراى دو دسته افعال است : 1 - افعال تكوينى كه همان ايجاد موجودات است انما امره اذا اراد لشيء ان يقول له كن فيكون . بقول حكيم شبسترى : توانايى كه در يك طرفة العين * ز كاف و نون پديد آورد كونين چو قاف قدرتش دم بر قلم زد * هزاران نقش بر لوح عدم زد