الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

111

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

سلم است . اشتراء لحم متوقف بر مشى الى السوق است . انجام حج متوقف بر قطع مسافت است و . . . و در تمام اين‌ها بلا اشكال لابديت عقليه هست يعنى عقل مىگويد تو بايد نصب سلم بكنى تا به كون على السطح برسى - بايد مشى الى السوق بكنى - بايد قطع مسافت بكنى و . . . پس لابديت عقليه مسلم است و به فرمودهء ميرزاى نائينى در اجود التقريرات ج 1 ص 212 : لابديت عقليه عبارة اخراى مقدميت است و انكار آن مساوى با انكار مقدميت است و هو خلف . انما الكلام در لزوم شرعى مقدمه است و به تعبير جامع‌تر وجوب مولوى مقدمه به اين معنى كه آيا همان‌طورىكه عقل خودش ادراك مىكند لزوم و لابديت مقدمه و حكم به لزومش مىكند آيا همان عقل حكم مىكند به اينكه اين مقدمه در نزد مولى هم وجوب و لزوم دارد يا نه ؟ و به عبارت ديگر آيا لازمهء اين حكم عقل حكم مولوى هم هست يا نه ؟ و به عبارت ديگر آيا بين اين حكم عقل و آن حكم شرعى ملازمه هست يا نيست ؟ پس بحث از ملازمه بين حكم عقل و حكم شرع است و لذا مسئله داخل در ملازمات عقليه است . سؤال هفتم : مسائل اصولى بايد داراى ثمره فقهى باشند و بتوانند در طريق استنباط حكم شرعى الهى و وظايف مكلفين قرار بگيرند حال بحث از مقدمه واجب چه ثمرات فقهيه و عمليه دارد ؟ جواب : مىفرمايد علماى اصول براى اين مسئله ثمرات زيادى بيان نموده‌اند كه حدود هشت ثمره است اما مهم‌ترين ثمره و ثمرهء اصيل كه مستقيما و اولا و بالذات بر اين مسئله مترتب مىشود آن است كه اگر كسى قائل به ملازمه شد مىتواند علاوه بر وجوب عقلى و لابديت عقليهء مقدمه ، وجوب شرعى آن را هم استنباط كند و بگويد : مقدمه واجب وجوب مولوى و شرعى هم دارد و اين مقدار ثمره براى مسئله اصولى كفايت مىكند زيرا در اول كتاب گفتيم كه فايده و هدف از علم اصول عبارت است از استعانت و كمك جستن به‌واسطهء مسائل اين علم بر استخراج احكام شرعيه از منابع