محمد موسوى بجنوردى
65
علم اصول ( فارسى )
يجب عليك الحج » . قضاياى شرطيه در قوهء حمليه هستند و تمام قيود هيئت به موضوع برمىگردند و تمام قيود مأخوذه در هيئت به موضوع برمىگردند و جزء موضوع مىشوند . بحثى در مورد وجوب و واجب فعلى و استقبالى گفتهاند در واجب معلق ، وجوب فعلى و واجب استقبالى است . ببينيم آيا چنين چيزى ممكن است يا نه ؟ اين امر مستلزم بيان مقدمهاى مىباشد . اساسا ما ادعا داريم جعل احكام به نحو قضاياى حقيقيه است نه به نحو قضاياى خارجيه . قضيهء حقيقيه قضيهاى است كه قانونگذار وقتى جعلى مىكند هيچگونه نظر به افراد خارج و خصوصيات فرديه طبيعت ندارد ، بلكه موضوع حكم و تمام قيودى كه دخالت در موضوع دارند فرض وجود مىدهد و موضوع را مفروض الوجود مىگيرد . سپس حكم را روى موضوع مفروض الوجود و مجمع القيود و الشرائط مىبرد . لذا تمام قيود و شرايط كه در هيئت شرط و قيد هستند ، جزء موضوع مىشوند . در مثال حج ، موضوع انسان عاقل و بالغ و مستطيع است كه حج بر او واجب مىشود . بنابراين ، انسان ديوانهء غير بالغ ، غير مستطيع ملاك وجوب حج ندارد . همچنين ، فعليت حكم تابع فعليت موضوع است . لذا فرمايش مرحوم آخوند ( ره ) درست نيست كه مىفرمايد : « الواجب المشروط قبل تحقق شرطه له نحو من الوجود » . اين حرفها تصور محض است و واقعيت ندارد . زيرا واجب مشروط قبل از تحقق شرطش چيزى نيست تا مشار اليه واقع شود و همينطور