محمد موسوى بجنوردى

62

علم اصول ( فارسى )

اگر شرط تحقق پيدا كرد ، جزا هم فعليت پيدا مىكند ( اثباتى ) و چنانچه شرط تحقق پيدا نكرد جزا ثابت نمىشود ( سلبى ) . پس در منطوق اكرام كردن و در مفهوم اكرام نكردن است . در واجباتى كه داريم گاه واجب مطلق است و مقيد به هيچ‌چيز نيست ؛ مثل آيهء شريفهء « . . . كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ . . . » . « 1 » وجوب صيام مشروط به شرطى نيست . نه وجوب و نه واجب مقيد به چيزى نيستند . اين را واجب مطلق گويند . در آيهء ديگر مىفرمايد : « لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا » ، يعنى حج بر كسى واجب است كه استطاعت داشته باشد . وجوب حج مشروط و مقيد به استطاعت است . اين در قوهء اين است كه بگويد : « إن استطعت ، يجب عليك الحج ، و ان لم تستطع ، لا يجب عليك الحج » . بر خلاف اعتقاد حاج ملا هادى سبزوارى در منظومه ، بعضى معتقدند كه قضاياى شرطيه به قضاياى حمليه بازمىگردد . حق در مقام اين است كه هر دو عقيده درست است . قيود هيئت همه برمىگردند و جزء موضوع قرار مىگيرند . قيود هيئت در بحث ما « إن استطاع » است كه جزء موضوع است . قانونگذار به اين دليل گفته است كه « اگر مستطيع شدى حج واجب مىشود » ، كه دخالت در موضوع دارد . پس حصول استطاعت ، در ملاك حجة الاسلام دخالت دارد . لذا اگر كسى بدون استطاعت حج برود ، مكفى نيست و حج او حجة الاسلام محسوب

--> ( 1 ) البقرة ( 29 ) : 183 « اى اهل ايمان بر شما هم روزه داشتن فرض گرديد ، چنان كه اهم گذشته را فرض شد . . . » .