محمد موسوى بجنوردى
33
علم اصول ( فارسى )
هر دو مركب باشند دست ما از اصالة الاطلاق كوتاه مىشود ، زيرا اطلاق كارش رهايى از قيود است . وجوب امرى بسيط است نه مركب . طبيعت طلب اقتضاى لزوم ايجاد ماده را در خارج دارد و در امر بسيط تركيبى نيست . اگر هيئت امر آمد و تشخيص نداديم كه آمر وجوب را اراده كرده يا استحباب را ، به عبارت ديگر ، اگر تشخيص نداديم آمر اذن به ترك داده يا نه ؟ در اين صورت اگر اذن به ترك نداده باشد ، طلب وجوبى است . اگر هيچ قيدى در كلام نياورد از اطلاق ، وجوب را استفاده مىكنيم ، چون وجوب هيچ قيدى نمىخواهد . بنابراين ، از نفس طلب ، وجوب و از نفس هيئت ، امر استفاده مىشود . وقتى مىتوانيم امر قانونگذار را استحبابى در نظر گيريم كه قانونگذار اجازهء ترك داده باشد . اگر اجازهء ترك نداده باشد ، درمىيابيم كه ارادهء مولا ، استحبابى نيست . اگر در امر مولا جستجو كرديم و اذن را نيافتيم بنا بر اينكه قيدى در آن نيامده بنا را بر اصالة الاطلاق مىگذاريم . اين بر اين مبناست كه مىگوييم وجوب امرى بسيط و استحباب امرى مركب است . از كلمات مرحوم آخوند ( ره ) ، بهطور ضمنى ، استفاده مىشود كه وجوب ، ارادهء قوى و استحباب ارادهء ضعيف است . به تعبير ديگر ، وجوب طلب شديد و استحباب طلب ضعيف است . حال ، اگر هر دو را مركب بدانيم ديگر دست ما از اطلاق كوتاه مىشود و بايد براى آن به دنبال ادلّهء ديگر بگرديم . به مرحوم آخوند ( ره ) عرض مىكنيم كه شدت و ضعف در اراده معقول نيست . اراده امرى بسيط است . اراده شامل تصور شيء ، هيجان ، رغبت ، تصديق به فايده مىشود و همان شوق مؤكّد است . شوق مؤكّد در آن مرحله يا هست يا نيست ؟