محمد موسوى بجنوردى

57

مقالات اصولى ( فارسى )

آن نيز مىرسيم . قدرت عقليه ، ثبوتا و در مقام نفس الامر و واقع ، دخيل در ملاك نيست ، يعنى در واقع و در نفس الامر و در مقام ثبوت دخالتى ندارد . علاوه بر اين ، در مقام اثبات و در متعلق تكاليف هم ذكر نمىشود ، و در لسان دليل نمىآيد : شارع هنگامى كه مىخواهد جعل و تشريع كند در لسان خود نمىگويد : اگر قدرت داشتى اين كار را بكن . بنابراين ، قدرت عقلى نه در لسان دليل ذكر مىشود ( در مقام اثبات ) و نه در مقام ثبوت در ملاك و مصلحت دخالت دارد . البته بدون اين قدرت تكليف نمىشود ، اما در ملاك و مصلحت ( مقام ثبوت ) دخالت ندارد و در لسان دليل ( مقام اثبات ) هم اخذ نمىشود ، بر خلاف قدرت شرعيه كه هم در مقام ثبوت و در مقام نفس الامر و واقع دخالت دارد - به حيثى كه اگر اين قدرت نباشد ، ملاك نيست و مصلحت نيست - و هم در لسان دليل و در مقام اثبات ذكر مىشود . شارع مقدس وقتى مىخواهد جعل و تشريع حكم شرعى و يا جعل قانون كند ، در لسان دليل ذكر مىكند « ان قدرت » ، و مثلا در باب حج مىفرمايد : « وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا » : حج بر همه واجب است ، اگر مستطيع باشند ، اگر قدرت داشته باشند . قدرت مأخوذه در باب حج ، و از براى وجوب اتيان مناسك حج ، همان استطاعت است كه در لسان دليل ذكر شده است . در مقام ثبوت نيز اگر كسى كه مستطيع نباشد ، به مكه برود حجة الاسلام را به‌جا نياورده است ، چون آنچه را انجام داده بدون ملاك و مصلحت به‌جا آورده است . پس استطاعت ، هم در مقام اثبات ( در لسان دليل ) و هم در مقام ثبوت ( در مصلحت و در غرض مولا ) دخالت دارد . اكنون مىگوييم : اگر قدرتى كه در تكليف معتبر است قدرت عقلى باشد ، عقل حكم به عجز نمىكند . اگر شخص فردا واجب را اتيان نكرد و گفت چون مقدماتش بر من واجب نبود آن را اتيان نكردم و يا قدرتى را كه داشتم حفظ نكردم ، اينجا نمىتوان گفت مسئلهء قدرت عقلى مطرح است . زيرا عقل در صورتى مىگويد شخص عاجز است و نمىتواند به امرى قيام كند كه به‌طور مطلق قدرت نداشته باشد ، يعنى چه پيش از زمان واجب و چه حين زمان واجب و چه پس از زمان واجب ، در تمامى حالات ، بايد شخص قدرت نداشته