محمد موسوى بجنوردى

30

مقالات اصولى ( فارسى )

عامه ، و اجماع هم دليل است . « 14 » شيخ انصارى ( ره ) تعبيرى لطيف راجع به اين اجماع دارد كه : « الذى هو الاصل لهم و هم الاصل له . » اصل در اجماع همين آقايان هستند و اصل از براى آقايان خود اجماع است . اجماع است كه كار ايشان و خلافت ابو بكر را درست كرد . و اصلا اجماع را چه كسى درست كرد جز اينكه خود اين آقايان درست كردند ( الذى هو - الاصل لهم و هم الاصل له ) ؟ سپس براى احكام شرعى هم مسئلهء اجماع را مطرح كردند و گفتند كه اجماع براى حكم شرعى نيز دليليت دارد و ، بنابراين ، در عرض كتاب و سنت قرار مىگيرد . البته عده‌اى گفتند كه اجماع در عرض كتاب و سنت نيست و اگر از كتاب و سنت براى يك حكم شرعى دليلى نيافتيم ، آنگاه نوبت به اجماع مىرسد . و لذا ، براى دليليت اجماع قائل به طوليت شدند . اما شيعه دليليت اجماع را براى احكام شرعيه نه عرضى مىداند - ( در عرض كتاب و سنت ) و نه در طول كتاب و سنت مىخواند ، بلكه آن را به معناى سوم مىگيرد ، يعنى به بركت اجماع ما به سنت مىرسيم و رأى معصوم ( ع ) را از آن كشف مىكنيم . پس ، اجماع به‌طور صورى دليل است ؛ و الا اگر مطلب را بشكافيم ، مىبينيم دليليت اجماع از براى احكام شرعيه ثابت نيست - نه در عرض كتاب و سنت واقع است و نه در طول آنها . آنچه حجت است سنت است و قول معصوم است ، نه اجماع به تنهايى . 3 . ادلهء حجيت اجماع ادلهء حجيت اجماع ، كه مستنبط از « كتاب » ( آيات « قرآن » ) و سنت و دليل عقل است ، مورد نظر اهل سنت واقع شده است و اهل سنت براى حجيت اجماع به هر سه دليل استناد مىكنند :

--> ( 14 ) در اينجا ما بحث صغروى نمىكنيم كه : آيا در آن مورد اجماع بود يا نه ؟ آيا واقعا همهء امت اسلامى آمدند و در بيعت ابو بكر اجماع كردند يا نه ؟ اين بحث مفصل است و بزرگان در آن باب بحث كرده‌اند . ر . ك . كتاب « عبقات الانوار » و نيز كتاب « الغدير » و كتاب « مراجعات » .