محمد موسوى بجنوردى

20

مقالات اصولى ( فارسى )

( ص ) و سنت معصومين ( ع ) بر حكمى قائم شود ، در عرض كتاب دليليت و حجيت خواهد داشت . ب . احتمال دوم آن است كه گفته شود : بازگشت سنت به كتاب است و ، بنابراين ، دليليت سنت طولى است . در اين معنى ، چنانچه سنت با كتاب مخالفت داشته باشد ، سنت اعتبارى ندارد و نوبت به آن نمىرسد ، و بايد برطبق كتاب عمل كرد . به تعبير ديگر ، مادامىكه در كتاب آيه‌اى روشن دال بر حكمى از احكام باشد ، نيازى به سنت نيست . ج . سنت هيچ دليليتى ندارد ، يعنى مصدر تشريع محسوب نمىشود . بنابراين ، كار سنت تنها تبيين و تفسير آيات « قرآن » است ، و « قرآن » است كه اولا و بالذات مصدر تشريع مىباشد . زيرا ، در نظر اسلام ، قانونگذار و مصدر تشريع ذات بارىتعالى است ، و سنت نبويه و ائمهء اطهار ( س ) مفسر و مبين وحى است . بدين ترتيب ، سنت نه عرضا مصدر تشريع محسوب مىشود و نه طولا و اگر ظاهرا آن را جزو ادلهء اربعه مىشمارند ، به اعتبار تفسير و تبيين آيات احكام است . پيامبر اكرم ( ص ) قانونگذار نيست و ائمهء اطهار ( ع ) قانونگذار نمىباشند ، بلكه به مصداق « اهل البيت ادرى بما فى البيت » مفسرند ، و آشناترين و آگاه‌ترين مردم به وحى و كتاب عزيز مىباشند . 3 . خبر متواتر و خبر واحد بحث ديگر در مورد خبر متواتر و خبر واحد است . خبر متواتر خبرى است كه افادهء سكون نفس كند ، به حيثيتى كه هيچ‌گونه شك و شبهه‌اى در نفس نباشد و جزم قاطع بياورد . مقصود از « تواتر » آن است كه خبر از جانب دسته و گروهى نقل شود كه عادتا تواطى همهء آنها بر كذب ممتنع باشد ، يعنى ممتنع باشد كه همهء روات خبر در زمانها و مكانهاى مختلف جمع گردند و متفق برآن شوند كه خبرى را به‌دروغ بگويند و جعل كنند . در منطق قضايايى را « متواترات » مىخوانند كه عقل ، به واسطهء قوهء سامعه ، آنها را تصديق مىكند و بر محتواى آن جزم و قطع پيدا مىكند - مثل اينكه گفته مىشود پيامبر اسلام محمد بن عبد الله ( ص ) است و « قرآن » بزرگترين معجزهء جهان هستى است . در تواتر منطقى ، امورى را شرط كرده و در حجيت آن دخالت