محمد موسوى بجنوردى
98
مقالات اصولى ( فارسى )
استفاده كرد . 4 . آنچه دلالت بر عموم مىكند براى عموم ، الفاظى مخصوص هست كه دال بر معناى شمول و سريان است . ادات دال بر عموم يا بالوضع چنينند و يا بالاطلاق . كل ، جميع ، تمام ، دائما از ادات هستند . يك هيئت نيز ممكن است دلالت بر عموم داشته باشد ، مثل نكرهء واقعه در سياق نفى يا نهى ، يا جمع محلى به الف و لام كه به جنس و يا جمع دلالت دارد . اين الفاظ يا هيئتهاى جملات ، كه دال بر شمول و سريانند ، از طرف واضع براى عموم و شمول وضع گرديدهاند . نكتهء قابل ذكر آن است كه لفظ كل و يا هر چيزى كه واجد اين معنا - يعنى شمول و سريان - است بالوضع بر عموم مدخول خود دلالت دارد . اين شمول و سريان مىتواند براى فرد فرد به طور مستقل ( عام استغراقى ) و يا من حيث المجموع ( عام مجموعى ) باشد و تابع مدخول خويش است و فرق نمىكند كه كل و ما به معناها در عام مجموعى وارد بشود يا در عام استغراقى . همچنين است نكرهء واقعه در سياق نفى و نهى و جمع محلى به الف و لام و . . . كه در تمام اينها معانى حاصل از ناحيهء مدخولات است . 5 . مخصص مخصص بر دو نوع است : مخصص متصل ، مخصص منفصل . الف . مخصص متصل . هنگامى مخصص متصل است كه در نفس كلام قرينهاى مشخص كند . تمام افراد مورد كلام نيستند ، بلكه صنف و يا دستهء خاصى از آنها محل كلامند . مثلا ، وقتى گفته مىشود « اكرم العلماء العدول » ( دانشمندان عادل را اكرام كن ) ، اگر لفظ « عادل » بيان نمىشد ، « اكرام » تمامى دانشمندان ، چه عادل و چه فاسق ، را شامل مىگرديد . اما گوينده با لفظ « عادل » مشخص مىكند كه خواستهء مولا « اكرام » مخصوص عدول از دانشمندان است . بنابراين ، در خواستهء مولا اكرام دانشمندان غير عادل مندرج نيست ، و اين گروه سببيت از براى اكرام ندارد . پس ، از همان آغاز ، انعقاد ظهور كلام در خصوص قرينهء موجود در جمله خواهد بود . در نتيجه ، ظهور كلام بر كل افراد نيست تا قرينهاى ديگر بعدا بيايد ، بلكه از همان ابتدا ظهور بر خلاف