الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )

89

أصول الفقه ( فارسى )

ثانيا : برفرض كه بپذيريم سلوك اماره و فعلى كه مؤداى اماره است ، وجودهاى مستقل و جداگانه‌اى دارند ، بايد توجه كنيم كه تحقق مصلحت در چيزى باعث تعلق گرفتن امر به همان چيز مىشود ، نه چيز ديگرى كه وجودى جدا از آن دارد ، هرچند ملازم باهم باشند . بنابراين ، سلوك برطبق اماره را به هر معنايى درنظر بگيريم ، و لو به معناى فعل قلبى ، چون مصلحتى كه مقتضى امر است قائم به آن مىباشد ، نمىتواند تعلق امر به خود فعل را تصحيح كند ، چون فرض آن است كه فعل وجود جداگانه‌اى دارد كه مصلحت قائم به آن نيست . و اما افزودن كلمهء « امر » بر عبارت شيخ ، از مراد شيخ و نيز عبارتهاى ديگر وى بسيار فاصله دارد . 15 - حجيت امرى اعتبارى است يا انتزاعى ؟ از جمله مسائلى كه ميان اصول‌دانان متأخر مورد بحث قرار گرفته اين مسئله است كه حجيت آيا از امور اعتبارى است كه خودش توسط شارع جعل شده ، يا آنكه از امور انتزاعى است كه از مجعولات شارع انتزاع و گرفته شده است ؟ منشأ اين نزاع در مسألهء حجيت در واقع يك نزاع ريشه‌اىتر است كه دربارهء احكام وضعى عموما وجود دارد . بايد بگوييم دست‌كم در خصوص مسألهء حجيت ، ما ثمرهء عملىاى براى اين نزاع در علم اصول نيافتيم . افزون بر آنكه اصل اين نزاع چندان روشن و خالى از ابهام نيست ، زيرا واژه‌هاى اعتبارى و انتزاعى هركدام معانى اصطلاحى گوناگونى دارند ، كه در برخى از آن معانى ميانشان تقابل و در برخى از معانى ميانشان تداخل برقرار است ، و تفصيل بحث ما را از چارچوب كتاب خارج مىكند . در اينجا به همين اندازه بسنده مىكنيم كه به اختصار بگوييم : آنچه از بيشتر كلمات طرفين مسئله بدست مىآيد آن است كه مقصودشان از انتزاعى بودن چيزى آن است كه ثانيا و بالعرض جعل شده باشد ، در برابر چيزى كه اولا و بالذات جعل شده است . بدين معنا كه ايجاد و جعل اعتبارى اوّلا و بالذات به چيزى نسبت داده مىشود كه همان در حقيقت مجعول است ،