الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )
309
أصول الفقه ( فارسى )
و سيره بر دوگونه است : گاهى علم داريم به اينكه اين سيره در عصر معصومين عليهم السّلام نيز جارى بوده است بگونهاى كه معصوم عليه السّلام نيز يكى از عاملين به اين سيره يا تقريركنندهء آن است . و گاهى اين امر معلوم نيست و يا علم داريم كه سيره بعد از عصر ائمه عليهم السّلام بوده است . اگر سيره به گونهء ( اول ) باشد [ در زمان معصوم عليه السّلام جارى باشد ] : شكى نيست كه حجت قطعى بر موافقت شارع است . و لذا خودش دليل بر حكم محسوب مىگردد مثل اجماع قولى كه موجب حدس قطعى به رأى معصوم مىشود . و اين سيره با همين امتياز ، از سيرهء عقلا جدا مىشود « 1 » . چون سيرهء عقلا وقتى حجّت است كه از دليل ديگرى امضاى شارع نسبت به آن ثابت شود و لو از طريق عدم ثبوت منع از جانب شارع باشد ، همان گونه كه قبلا گفته شد . و اگر سيرهء متشرعه به گونهء ( دوّم ) باشد [ در زمان معصوم عليه السّلام جارى نباشد ] : ديگر جايى براى اعتماد برآن در استكشاف موافقت معصوم بنحو قطعى و يقينى - چنان كه در اجماع گفتيم - وجود ندارد . و سيره هم نوعى از اجماع است ، بلكه سيره از اين حيث از اجماع قولى پائينتر است ، و سرّش خواهد آمد . شيخ اعظم انصارى ( ره ) در كتاب بيع و مبحث معاطاة مىفرمايد « 2 » : « و امّا دربارهء وجود سيره و استمرار آن بر مسئلهء توريث - يعنى به ارث گذاشتن آنچه بنحو معاطاة فروخته مىشود براى پس از مرگ - بايد گفت كه اين سيره مانند ساير سيرههاى مردم كه ناشى از مسامحة و كمى مبالات در دين است ، در عبادات و معاملات مردم ، فراوان است ، همانطور كه اين امر مخفى نيست » . و روشن است كه مقصود ايشان از سيره ، همينگونهء دوم است . و سرّ عدم اعتماد بر اينگونه سيره اينست كه ما مىدانيم نحوهء پيدايش عادات بشر و تأثير آنها بر عواطف مردم چگونه است : [ مثلا ] بعضى از افراد متنفذ يا ماجراجو گاهى كارى انجام مىدهند و اين كار يا براساس يك عادت غير اسلامى و يا لهوى است و يا در اثر تأثيرات خارجى مثل تقليد از بيگانگان است و يا در پى انفعالات نفسانى مثل علاقه به پيروزى بر خصم و يا براى اظهار عظمت خودش و يا دينش و يا
--> ( 1 ) - رجوع كنيد به حاشيهء شيخ ما مرحوم غروى اصفهانى بر مكاسب شيخ انصارى ، ص 25 . ( 2 ) - مكاسب ص 83 ، طبع تبريز ، سنه 1375 .