الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )

159

أصول الفقه ( فارسى )

در رأس ايشان سيد مرتضى ( ره ) است . ايشان خبر واحد را از جهت معروف بودن عمل نكردن به آن در مذهب شيعه همچون قياس شمرده است . جناب ابن ادريس در سرائر نيز از ايشان پيروى كرده و سخنى را از سيد مرتضى در مقدمهء خود آورده ، و در چند جاى كتابش از جناب شيخ طوسى به خاطر عمل كردن به خبر واحد انتقاد كرده است ، و به پيروى از سيّد مرتضى مكرّر گفته است : « خبر نه علمى را ايجاب مىكند و نه عملى را . » همچنين جناب طبرسى ( ره ) صاحب مجمع البيان تصريح ايشان را در نقل اجماع بر عمل نكردن به خبر واحد آورده است . در اين بحث وجود چنين تقابلى ميان نقل شيخ و سيّد از اجماع اماميه به راستى جاى شگفتى است ، به ويژه كه ايشان معاصرند بلكه شيخ شاگرد سيّد است و هر دو خبره و آگاه به مذهب اماميه‌اند ، و اينكه بدون تحقيق و آگاهى كامل چنين اجماعى را حكايت كرده باشند دور از شأن ايشان است . ازاين‌رو محققان براى هماهنگ ساختن نقل اين دو سخت به حيرت افتاده‌اند . جناب شيخ اعظم در رسائل چند وجه براى جمع ميان اين دو اجماع بيان كرده است . يك وجه آن است كه بگوييم مقصود سيد مرتضى از خبر واحدى كه اجماع بر عمل نكردن به آن را نقل كرده ، خبر واحدى است كه مخالفين ما روايت كرده‌اند ، و شيخ در اين مسئله با او موافق است . وجه ديگر آن است كه : شايد مراد سيّد از خبر واحد ، روايات ديگر باشد در مقابل « رواياتى كه راويان ثقه نقل كرده‌اند و در اصول روايى گردآمده و همهء خواص اماميه بدان عمل مىكرده‌اند » ، و در اين صورت در حكايت از اجماع به شيخ طوسى نزديك مىشود . وجه سوم اين است كه ممكن است مقصود شيخ از خبر واحد ، خبر واحدى باشد كه با قرائن علم‌آور همراه است ؛ كه در اين صورت نقل او با نقل سيّد هماهنگ خواهد بود . جناب شيخ انصارى از اين ميان ، وجه اول و سپس وجه دوم را نيكو شمرده است ، اما معتقد است وجهى كه خود وى بيان داشته و بارها برآن تأكيد كرده از ديگر وجوه مناسب‌تر است . « 1 »

--> ( 1 ) . محقق آشتيانى در حاشيهء خود بر رسائل در همين محلّ مىنويسد : « جناب محقق نراقى صاحب مناهج پيش از شيخ انصارى اين وجه را بيان كرده بود . » آنگاه عين عبارت محقق نراقى را نقل مىكند .