الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )
143
أصول الفقه ( فارسى )
حال كه اين را دانستيد ، مىگوييم : خداى سبحان در اين فقره از آيه خواسته است - و خدا داناست - كه با برداشتن وجوب نفر ، از باب رحمت بر مؤمنان ، اين سختى و دشوارى را از دوش آنان بردارد ، اما اين كاهش تكليف معنايش آن نيست كه اصل وجوب آگاهى و تفقه در دين برداشته شده باشد ، بلكه ضرورتها به اندازهء خود سنجيده مىشوند . و ترديدى نيست كه براى سبك كردن تكليف كافى است حكم به « وجوب كوچ بر تكتك افراد » برداشته شود ؛ و آنگاه بايد براى اين امر [ - تفقه در دين ] كه در هر حال بايد تحقق يابد ، چارهاى انديشيده شود ، به اين صورت كه شيوه و راه ديگرى براى يادگيرى ، متفاوت با يادگيرى يقينى با شنيدن از زبان پيامبر ، تشريع گردد . دنبالهء آيه اين راه چاره و اين شيوهء تازه را بيان مىكند و مىفرمايد : « فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ . . . » قرار گرفتن « فا » ى تفريع بر سر اين قسمت نشانهء آن است كه اين فقره راه چارهاى است متفرع بر نفى وجوب نفر بر همگان . از اين بيان روشن مىشود اين فقره ( يعنى آغاز آيه ) در فهم بقيهء آيه - كه محلّ استدلال بر حجيت خبر واحد است - دخالت تامّى دارد . اما آنان كه به اين آيه براى حجيت خبر واحد تمسك كردهاند از اين نكته غفلت كردهاند ، و ارتباط ميان آغاز آيه و دنبالهء آن را براى استدلال به آيه به گونهاى كه مىآيد ، روشن نكردهاند . 2 - مرحلهء دوم ، بحث دربارهء خود محلّ استدلال از آيه بر حجيت خبر واحد است . اين قسمت ، به دليل وجود « فاى » تفريع ، متفرع بر آغاز آيه است . خداى سبحان پس از آنكه عدم وجوب كوچ كردن بر تكتك افراد را بيان نمود تا تخفيفى بر آنان باشد ، ايشان را بر پيمودن راهى ديگر برانگيخت ؛ و « لو لا » كه براى ترغيب و تحريض است بر اين امر دلالت دارد . اين راه و روش ديگر آن است كه از هر گروهى ، دستهاى كوچ كنند تا احكام را فراگيرند و آنگاه به سوى قوم خويش بازگردند و آن احكام را به ايشان برسانند . و اين در حقيقت بهترين چاره بلكه تنها راه حلّ فراگيرى احكام است . بنابراين ، اين آيهء كريمه در مجموع ، يك امر عقلى را بيان مىكند ، و آن وجوب معرفت و يادگيرى است ؛ و چون كسب معرفت يقينى - از طريق كوچ همگان به سوى پيامبر صلى اللّه عليه و سلم براى تفقه در دين - نشدنى و يا بسيار دشوار و در نتيجه غير واجب است ،