الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )
139
أصول الفقه ( فارسى )
بنابراين ، آيه برحسب مفهوم دلالت دارد بر اينكه از خبر عادل انتظار درستى و صدق مىرود ، ازاينرو در مورد آن بررسى و تحقيق و پرهيز از آسيب رساندن به نادانى به گروهى از مردم واجب نيست . و لازمهء اين مطلب ، حجيت چنين خبرى است . آنچه ما مىگوييم و از آيه مىفهميم و در استفاده كردن مطلوب از آيه دخيل است آن است كه در اين آيه مفروض گرفتهشده كه خبر مقولهاى است كه مردم برآن اعتماد مىكنند و پذيرفتن آن بدون تحقيق و بررسى ميان ايشان متعارف است ، و گرنه در صورتى كه نزد مردم عمل به خبر از آن جهت كه خبر است ، معمول و متعارف نبود نيازى نبود كه خداوند در اين آيه به تحقيق دربارهء خبر فاسق امر كند . و چون وجوب بررسى و تحقيق از خبر در اين آيه معلّق و مشروط بر فاسق بودن راوى و آورندهء خبر است ، به مقتضاى مفهوم شرط ، ظاهرش آن خواهد بود كه خبر عادل چنين حكمى ندارد ، بلكه مردم حق دارند در مورد آن بر همان روش عادى خويش بمانند ، يعنى بدون تحقيق و بررسى صادق يا كاذب بودنش و ترس از آسيب رساندن به گروهى از روى نادانى ، خبر را بپذيرند و آن را تصديق كنند . و منشأ اين امر طبيعتا چيزى نيست جز اعتبار و حجيّت خبر عادل ، چرا كه از آن انتظارى جز صادق بودن نمىرود . و اين كاشف از آن است كه شارع ، سخن و خبر شخص عادل را معتبر مىداند و احتمال خلاف را در آن الغا كرده است . به نظر مىرسد با اين شرحى كه براى دلالت آيه بيان كرديم ، بسيارى از ترديدهايى كه دربارهء استدلال به اين آيه بر مطلوب بيانشده بر طرف مىگردد و ازاينرو از ذكر و ردّ آنها صرفنظر مىكنيم تا سخن به درازا نكشد . آيهء دوم : آيهء نفر « مؤمنان نمىتوانند [ و لازم نيست ] همگى [ براى تفقّه در دين ] كوچ كنند . پس چرا از هر فرقهاى از آنان ، دستهاى كوچ نمىكنند تا در دين آگاهى يابند و قوم خود را وقتى به سوى آنان بازگشتند بيم دهند - باشد كه آنان [ از كيفر الهى ] بترسند ؟ » استدلال به اين آيهء كريمه بر مطلوب با دو مرحله از بيان تام مىگردد :