الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )
133
أصول الفقه ( فارسى )
اما پاسخ اين توهّم روشن است ، زيرا حجيّت ظواهر قرآن كريم ، چنانكه خواهد آمد ، با دليل قطعى ثابت شده است ؛ و ازاينرو ، استدلال به آن نهايتا به علم مىرسد ، و اثبات يك ظنّ با ظنّ ديگر نخواهد بود . ما بر اين مبنا آياتى را كه براى اثبات حجيت خبر واحد بيان شده ، مىآوريم و به اثبات ظهورشان در مطلوب بسنده مىكنيم . آيهء نخست : آيهء نبأ « اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، اگر فاسقى برايتان خبرى آورد ، نيك وارسى كنيد ، مبادا به نادانى گروهى را آسيب برسانيد و آنگاه از آنچه كردهايد پشيمان شويد . » از دو جهت به اين آيه براى اثبات حجيت خبر واحد استناد شده است : يكى مفهوم وصف و ديگرى ، مفهوم شرط ؛ اما به نظر مىرسد استناد به آن از جهت مفهوم شرط براى اثبات مطلوب ما كافى است . براى بيان استدلال به اين آيه بايد ابتدا معانى الفاظ و مفردات آن را توضيح دهيم : 1 - واژهء « تبيّن » دو معنا دارد : معناى نخست آن ، ظهور [ و آشكارگى ] است ، كه در اين معنا فعل برگرفته از آن ، لازم است [ نه متعدّى ] . بنابراين ، « تبيّن الشّىء » يعنى ظاهر شد و آشكار گشت . در آيهء 187 از بقره كه مىفرمايد : « تا رشتهء سپيد [ بامداد ] از رشتهء سياه [ شب ] بر شما آشكار شود » و آيهء 53 از فصّلت كه مىفرمايد : « تا بر ايشان روشن شود كه او حق است . » همين معنا مورد نظر است . معناى دوم تبيّن ، ظهور و وقوف بر شىء است به معناى آگاه شدن از چيزى و پى بردن به آن ، و يا در پى آگاهى از آن و جستجوى آن رفتن . در اين معنا فعل تبيّن متعدى خواهد بود . « تبيّنت الشىء » يعنى : آن را دانستم ، يا در پى دانستن آن رفتم و آن را جستجو كردم . معناى دوم ، يعنى در پى دانستن رفتن ، مفهوم بررسى و درنگ و تأمل براى پرده برداشتن و آشكار ساختن و آگاهى از شىء را نيز دربر دارد . در آيهء 94 از نساء كه مىفرمايد :