الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )
499
أصول الفقه ( فارسى )
خروج از زىّ بندگى و جسارت عليه اوست . و لذا از اين جهت عقاب و سرزنش بر اين كار ، بهجاست ، گرچه در آن مخالفتى با تكليف فعلى منجّز صورت نگرفته است . و اين ، شبيه دفع مقتضى تكليف مثل عدم تحصيل استطاعت براى حج نيست ، چرا كه مثل آن ( عدم تحصيل استطاعت ) ظلم بر مولى و خروج از زىّ بندگى و تمرّد ( طغيان ) عليه وى محسوب نمىشود . زيرا در آنجا تفويتى نسبت به غرض معلوم و تامّ الاقتضاء مولى مطرح نيست و حال آنكه مدار و ملاك براى استحقاق عقاب ، تحقق عنوان « ظلم بر مولى » است كه عقلا قبيح است . 9 - مقدمهء عبادى با دليل ثابت شده كه بعضى از مقدمات شرعى ، مقدمه محسوب نمىشوند مگر اينكه به نحو عبادى صورت گيرند و نيز ثابت شده كه ثواب خصوصا بر مقدمهء عبادى مترتب مىشود و مثال اين مقدمات ، منحصر در طهارتهاى سهگانه است يعنى وضو ، غسل و تيمّم . و قبلا در امر سوم از دو جهت در چنين مقدمهاى اشكال شد : يكى از جهت اينكه واجب غيرى جز به صورت توصلى نيست و لذا چگونه ممكن است كه مقدمه از آن حيث كه مقدمه است ، عبادت باشد ؟ و ديگرى از جهت اينكه واجب غيرى از آن جهت كه واجب غيرى است ، استحقاق ثواب ندارد ! و در حقيقت اين اشكال ، چيزى نيست جز اشكال بر اصولى كه ما آنها را براى واجب غيرى تأسيس كرديم و اينك متحيريم كه چگونه بين آنچه ما از واجب غيرى فهميدهايم و بين عبادى بودن اين مقدمات كه امرى ثابت است ، جمع كنيم ؟ و الّا اينكه اين مقدمات ( طهارات ثلاث ) عبادى هستند و ثواب بر آنها تعلّق مىگيرد امرى مفروغ عنه است و نمىتوان از آن دست كشيد . بنابراين ، لازم است كه آنچه را به عنوان اصل در واجب غيرى گفتهايم تصحيح كنيم و عبادى بودن اين مقدمات را به گونهاى توجيه كنيم كه با توصلى بودن امر غيرى تناسب داشته باشد و در اين باب ، آراء گوناگونى وجود دارد . و ما به اختصار مىگوئيم : متيقن است و كسى نمىتواند در اين نكته شك كند كه از طريق