الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )
487
أصول الفقه ( فارسى )
و ( ثانيا ) چگونه قبل از وقت واجب ، شخص استحقاق عقاب بر ترك واجب را به خاطر ترك مقدمهء آن پيدا مىكند درحالىكه فرض بر اين است كه هنوز در حال حاضر وجوبى بر وى نيست ؟ و امّا در ظرف خودش ، مىبايست وجوب اين واجب ( در فرض ترك مقدمات ) ساقط شود زيرا با ترك مقدمه ، قدرت بر انجام واجب نيست و از طرفى مىدانيم كه قدرت ، شرط عقلى وجوب است . * * * و براى جمع و ايجاد وفاق بين اين بديهيات عقلىاى كه در وهلهء اوّل متعارض به نظر مىرسند - گرچه تعارض در احكام عقلى و بديهيات عقل محال است - جماعتى از اصوليون سرشناس متأخر ، كوشيدهاند كه اين مشكل را از طريق منفك دانستن زمان وجوب از زمان واجب و تقدم وجوب بر واجب ، در خصوص واجبات موقّت ( داراى وقت مخصوص ) و يا در مطلق واجبات - بنا بر اختلاف مسلكها - حل كنند و با اين تفكيك ، در نظر آنان ، وفاق بين اين احكام عقليه حاصل مىشود . چون وقتى فرض كرديم كه زمان وجوب ذى المقدمه بر زمان خود ذى المقدمه ( يعنى بر وجود آن ) تقدم دارد ، مانعى ندارد كه فرض كنيم وجوب مقدمه قبل از وقت واجب است . و در اين صورت استحقاق عقاب بر ترك واجب طبق قاعده خواهد بود چون وجوب واجب در حين ترك مقدمه ، فعلى است . امّا اينكه چگونه و با چه ملاكى مىتوان تقدم زمان وجوب را بر زمان واجب فرض كرد ، از مسائلى است كه نظرها و تلاشها دربارهء آن متفاوت است . اوّلين كسى كه تلاش نموده اين شبهه را حل كند - به نظر مىرسد - صاحب فصول است كه قائل به جواز تقدم زمان وجوب از طريق « واجب معلّق » شده است . و چنانكه در جزء اوّل ص 88 ( متن عربى ) اشاره كرديم ايشان ، مخترع واجب معلّق است . و اين امر در خصوص واجبات موقّت است بدين صورت كه فرض كنيم وقت در موقّتات ، فقط وقت واجب است نه وقت وجوب : يعنى وقت ، شرط و قيد وجوب نيست بلكه قيد واجب است . بنابراين وجوب - طبق اين فرض - متقدم بر وقت است و لكن ، واجب بر حضور وقتش ، معلّق است . و فرق بين اين واجب معلّق و واجب مشروط اين است كه توقف و تعليق در مشروط ، براى وجوب و در معلّق براى فعل ( واجب ) است . و لذا مانعى ندارد كه وجوب مقدمه قبل از زمان ذى المقدمه فرض شود . و لكن مىگوئيم : برفرض كه ممكن باشد زمان وجوب بر زمان واجب تقدم داشته باشد ، امّا