الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )

299

أصول الفقه ( فارسى )

باب ششم مطلق و مقيّد در اين باب ، شش مسئله مطرح است : مسئلهء اوّل : معناى مطلق و مقيّد در تعريف مطلق گفته‌اند : « آن است كه بر معناى شايعى در جنس خود دلالت كند » و مقابل مطلق ، مقيّد است . و اين تعريف براى مطلق ، قديمى است و دربارهء آن بحث‌هاى زيادى كرده‌اند و در آن اشكالات عديده‌اى برشمرده‌اند كه شرح تمام آن‌ها به طول مىانجامد . و فائده‌اى هم در ذكر آن‌ها مادام كه غرض از تعريف مذكور ، تقريب معنايى است كه لفظ ( مطلق و مقيّد ) به ازاء آن وضع شده ، نيست ، زيرا اين تعريف ، از تعاريف لفظيه است . و ظاهر اين است كه علماء اصول ، اصطلاح خاصى در دو لفظ مطلق و مقيّد ندارند ، بلكه اين دو واژه با همان معناى لغوىشان استعمال مىشوند . يعنى مطلق ، مأخوذ از اطلاق به معناى ارسال ( رها گذاشتن ) و شيوع است و مقابل آن ، تقييد است كه تقابل ملكه و عدم دارد . يعنى ملكه ، تقييد است و اطلاق ، عدم ملكه ، كما اينكه قبلا در ص 70 ( متن عربى ) گذشت . البته ارسال هر چيزى به حسب و مناسب خودش مىباشد و لذا هرگاه اطلاق و تقييد به لفظ نسبت داده مىشود - كما اينكه در اينجا مقصود همين است - مراد ، اطلاق از حيث دلالت لفظ بر معنا است و بنابراين ، اطلاق و تقييد دو وصف براى لفظ به اعتبار معنى هستند .