الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )
283
أصول الفقه ( فارسى )
2 - ظهور كلام در اينكه استثناء به همهء جملات مىخورد و اگر بخواهيم آن را مختص جملهء اخير بدانيم ، احتياج به دليل دارد . 3 - كلام در هيچيك ظهور ندارد ، گرچه درهرصورت ، رجوع استثناء به جملهء اخير متيقن است و امّا جملات قبلى ، مجمل باقى مىمانند . زيرا چيزى كه صلاحيت قرينه بودن دارد ، در كار است و لذا براى آن جملات ، ظهورى در عموم منعقد نمىشود و در نتيجه اصالة العموم در آنها جارى نمىگردد . 4 - بايد در مسئله تفصيل داد : بين آنجا كه موضوع در جملات متعدد و متعاقب ، يك چيز باشد و تكرار نشود و فقط در صدر كلام ذكر گردد مثل اين سخن كه مىگوئى : « به مردم نيكى كن و به آنان احترام بگذار و حوائج آنها را برآور مگر فاسقين از مردم را » ( كه در تمام اين جملات ، موضوع مردم است ) و بين آنجا كه ذكر موضوع در هر جمله متكرر است مثل آيهء كريمهء سابق « 1 » گرچه موضوع از نظر معنى در همهء جملات ، يكى است . حال اگر مورد از قبيل اوّلى باشد ، ظهور در اين دارد كه استثناء به همهء جملات مىخورد ، چون استثناء به لحاظ حكم ، از جملهء موضوع است و موضوع هم جز در صدر كلام ذكر نشده است و لذا بايستى استثناء به آن بازگردد و در نتيجه به همهء جملات بازخواهدگشت . و اگر از قبيل دومى باشد ، ظهور در اين دارد كه استثناء به جملهء اخير بازمىگردد ، زيرا موضوع در جملات ، به نحو مستقل ذكر شده و استثناء هم محلّ خودش را ( در جملهء اخير ) دارد و تخصيص در جملات سابق ، دليل ديگرى مىطلبد كه على الفرض مفقود است و لذا بايستى در آنها به اصالة العموم تمسك كرد . و امّا اينكه گفتهاند : اين مقام ، از مواردى است كه در كلام ، چيزى كه صلاحيت قرينيّت دارد موجود است و لذا براى جملات قبلى ، ظهورى در عموم منعقد نمىشود ، سخنى بىوجه است . چون فرض بر اين است كه متكلّم موضوع را مكررا ذكر كرده و در عين حال به يك استثناء اكتفا نموده و اين استثناء هم با رجوع به جملهء اخير جايگاه خودش را پيدا كرده است . حال اگر متكلم بخواهد استثناء را به همهء جملات برگرداند ، مىبايست قرينهاى بر اين مطلب نصب مىنمود و الّا در بيان مرادش ، اخلال لازم مىآيد . و اين قول چهارم ، بهترين اقوال است و با آن ، مىتوان بين كلمات علماء ، جمع كرد : به اين
--> ( 1 ) - در مثال ، مناقشه است زيرا در آيه فقط ضمير ذكر شده و موضوع تكرار نشده است و از اين جهت فرقى بين دو مثال فوق نيست ( غ ) .