الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )

247

أصول الفقه ( فارسى )

1 - ( الفاظ عموم ) شكى نيست كه براى عموم ، الفاظى مخصوص كه دال بر عموميت است داريم و اين دلالت يا به سبب وضع است و يا به موجب اطلاق و مقتضاى مقدمات حكمت است . اين الفاظ ، يا مفردند مثل ( كلّ ) و آنچه كه به معناى آن است از قبيل ( جميع ) و ( تمام ) و ( أىّ ) و ( دائما ) و يا هيئات لفظى هستند مثل وقوع نكره در سياق نفى يا نهى ، و يا اينكه لفظ ، جنس همراه با الف و لام باشد خواه به صورت جمع و يا مفرد . اينك لازم است با تفصيل دربارهء هريك بحث كنيم : 1 - لفظ ( كلّ ) و آنچه به معناى آن است : روشن است كه اين الفاظ به سبب وضع بر عموميت مدخولشان دلالت مىكنند خواه عموميت ، استغراقى باشد و يا مجموعى . و نيز روشن است كه عموميّت به معناى شمول و فراگيرى نسبت به جميع افراد با تمام خصوصياتى است كه لاحق بر مدخول اين الفاظ مىشود . 2 - ( وقوع نكره در سياق نفى يا نهى ) : شكى نيست كه چنين نكره‌اى عقلا - نه وضعا - دال بر عموميت سلب نسبت به جميع افراد نكره است چرا كه معدوم شدن طبيعت ( ماهيت ) به انعدام جميع افراد طبيعت است و اين امر ، واضح است و محتاج بيان بيشتر نيست . 3 - ( جمع و مفرد همراه با الف و لام ) شكى نيست كه اگر الف و لام براى عهد ( ذكرى يا ذهنى ) نباشد ، از اين دو استفادهء عموم مىشود . و لكن ظاهر اين است كه در مفرد با الف و لام ( مثل اكرم العالم ) ، استفادهء عموم به سبب وضع نيست بلكه به مقتضاى مقدمات حكمت و به موجب اطلاق است و فرقى بين جمع و مفرد از جهت عموم و شمول نسبت به تك‌تك افراد نيست . برخى توهّم كرده‌اند كه : معناى استغراق در جمع محلّى به الف و لام و هر جمع ديگر مثل ( اكرم جميع العلماء ) ، به لحاظ مراتب جمع است نه به لحاظ تك‌تك افراد و لذا شامل جماعت جماعت مىشود و به معناى قول گوينده‌اى است كه بگويد : ( اكرم جماعة جماعة ) كه در نتيجه موضوع حكم ، هر جماعتى علىحده باشد نه هر فردى . و لذا در اين صورت اكرام يك شخص واحد ، امتثال امر مزبور محسوب نخواهد شد . و اين امر شبيه عموم تثنيه است كه استغراق در آن به ملاحظهء مصاديق تثنيه بوده ، شامل هر دو نفر - دو نفر مىشود . لذا اگر آمر بگويد : ( اكرم كل عالمين ) ، موضوع حكم ، هر دو نفر از علماست نه هر فرد عالم .