شمس الدين حافظ
70
غزليات حافظ ( فارسى )
اختلاف متنها : 1 - خ - پ - قصد خون ق - قصد جان « قصد جان » بر « قصد خون » در بيت اول مرجّح مىباشد زيرا اصطلاح رايج « قصد جان كسى كردن » است نه « قصد خون كسى كردن » علاوه بر اين « جان » و « ناتوان » با « كمان » هم آهنگى آوايى دارد . 2 - ق - پ - نبود نقش دو عالم كه رنگ الفت بود خ - نبود رنگ دو عالم كه نقش الفت بود در مصرع اول بيت دوم « نقش دو عالم » بر « رنگ دو عالم » رجحان دارد زيرا تجسم آفرينش دو عالم ، در نقش متصور است نه در رنگ و نقش از آميزش رنگها تجسم مىيابد . ازاينرو مصرع صحيحتر آنست كه چنين باشد « نبود نقش دو عالم كه رنگ الفت بود . » 4 - خ - پ - كى شدى به چمن ق - مىروى به چمن در مصرع اول بيت چهارم « كى شدى به چمن » به سبب ارتباط معنوى با مصرع دوم و تقارن زمانى داشتن فعل « كى شدى » و « انداخت » بر « مىروى به چمن » ترجيح دارد . 5 - ق - خ - بنفشه طُرّه مفتول خود گره مىزد * صبا حكايت زلف تو در ميان انداخت پ - بنفشه طُرّه مفتون خود گره مىزد * چو از دهان تواش غنچه در كمان انداخت در مصرع اول اين بيت ، « مفتون » براى طره وصف مناسبى نيست و « طرّه مفتول » صحيح است . مصرع دوم بيت 6 در نسخه « پ » جوابگوى مصرع اول نيست و بنا بر اين گزينش نسخ ق و خ ارجح است . 6 - ق - پ - خ - نسبتش كردند ق - نسبتش كردم در مصرع اول بيت ششم « نسبتش كردند » بر « نسبتش كردم » ارجح است زيرا عاشق ، روى معشوق را از هر چيز برتر مىداند و آن را به سمن يا هر گلى ديگر منسوب نمىدارد . بيت افزون : در دو نسخه ق و پ آمده است . ق - به بزمگاه چمن دوش مست بگذشتم * چو از دهان توام غنچه در گمان انداخت پ - به بزمگاه چمن دوش مست بگذشتيم * صبا حكايت زلف تو در ميان انداخت چون هيچكدام چندان لطفى از نظر معنا نداشت الحاقى به نظر رسيد و در زيرنويس آورده شد .