شمس الدين حافظ
86
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
2 - « حديث مطرب و مى » اگر آن تُركِ شيرازى به دست آرد دلِ ما را * به خالِ هندوش بخشم سمرقند و بخارا را * بده ساقى مىِ باقى كه در جنّت نخواهى يافت * كنار آبِ رُكناباد و گلگشتِ مصلّى را * فغان كاين لوليانِ شوخِ شيرينكارِ شهرآشوب * چنان بُردند صبر از دل كه تركان خوانِ يغما را * ز عشق ناتمامِ ما جمالِ يار مستغنى است * به آبورنگ و خال و خط چه حاجت روىِ زيبا را ؟ حديث از مطرب و مى گو و رازِ دهر كمتر جو * كه كس نگشود و نگشايد به حكمت اين معمّا را من از آن حُسنِ روزافزون كه يوسف داشت دانستم * كه عشق از پردهء عصمت برون آرد زليخا را بَدم گفتى و خرسندم عفاك الله نكو گفتى * جوابِ تلخ مىزيبد لبِ لعلِ شكرخا را نصيحت گوش كن جانا كه از جان دوستتر دارند * جوانانِ سعادتمند پندِ پيرِ دانا را غزل گفتى و دُر سُفتى بيا و خوش بخوان حافظ * كه بر نظمِ تو افشاند فلك عقدِ ثريا را * توضيحات : ترك ( كنايه از معشوقى زيبا ) هندو ( مجاز از مشكين و سياه ) مى باقى ( بادهء بازمانده از شيشه ) آب ركناباد ( نهر معروف شيراز ) گلگشت ( تفرجگاه ) لوليان ( مجاز از شاهد زيباروى ) معنى بيت ( 3 ) ( فرياد كه اين زيبارويان آوازخوان كه دلير در دلبرى هستند ، با حركات شيرين و غوغابرانگيز صبر و قرار را از دلها بردهاند ، آنگونه كه تركان در مهمانى پادشاه تركستان دست به تاراج اسباب خوان مىزدند ) شكرخا ( آنكه شكر خورد ) عقد ( گردنبند ) كمتر جو ( هرگز جستجو مكن ) * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - آنقدر به او وابسته شدهاى كه قرار و آرام ندارى ، او سخت ترا به خود مجذوب كرده ، به اندازهاى كه حاضرى تمام هستى خود را در اختيارش بگذارى . 2 - سعى كن از چيزهايى كه در اختيار دارى ، بهرهمند شوى زيرا دنيا ارزش اين همه جوش و خروش و ناراحتى را ندارد . 3 - هدف خوبى دارى ، پىگيرى آن به سود شماست ، به شرط آنكه درايت و كياست را از دست ندهى . 4 - چه بسيار كسانى كه در انديشهء او هستند ولى برندهء اصلى شما هستيد اگر صبر و درايت پيشه كنى . زيرا اگر چنين نكنى چون يوسف و زليخا رسواى خاص و عام مىشوى . 5 - اگر او به شما بدى مىكند ، قصد امتحان شما را دارد چون او نيز دلش براى شما در جوش و خروش مىباشد ولى در ترديد است . 6 - سوره مباركه « حمد » را 50 بار بخوان ، موفق مىشوى . 7 - سفركرده ، حالش بسيار خوب است ، بيمار شفا مىيابد ، خبر بدى خواهى شنيد ، فروش نافع است و خريد فعلا صلاح نيست ، ازدواج زود است ولى طلاق عملى مىگردد - نذرى كه كردهاى ، فورى ادا كن - خوابى كه ديدهاى ، حتى تا اين هفته مىبينى - براى كسى تعريف مكن . 8 - خيلى آدم ملايم و مهربانى ولى متأسفانه زودرنج و بانمك ، پندى به شما مىدهم : ميانهروى در زندگى از نشانههاى پرهيزگاران است و كسى كه اندرز را بپذيرد از رسوايى مصون خواهد ماند . 9 - همه تو را دوست دارند زيرا به همه كمك مىكنى ولى منت مىگذارى ، از اين كار دست بردار چون همگان به حسن نيت شما ايمان دارند . 10 - سفرى در پيش دارى كه نافع است و پولى به دست مىآورى و به زودى هديهاى دوستداشتنى دريافت مىكنيد . 11 - زمان يك عامل فرضى و خيالى است كه وجودش وابستگى به شما دارد پس اين شما هستيد كه زمان را بايد بسازيد ، حركت كنيد و نترسيد تا شاهد موفقيت را در آغوش گيريد .