شمس الدين حافظ
556
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
472 - « هزاران گونه پيغام » مرا چشميست خونافشان ز دستِ آن كمان ابرو * جهان پرفتنه خواهد شد ، از اين چشم و از آن ابرو غلام چشمِ آن تُركم كه در خوابِ خوشِ مستى * نگارين گلشنش رويست و مشكينسايبان ابرو هلالى شد تنم زين غم كه با طغراى مشكينش * كه باشد مَه كه بنمايد ز طاقِ آسمان ابرو رقيبان غافل و ما را از آن چشم و جبين هردم * هزاران گونه پيغام است و حاجِب در ميان ابرو روانِ گوشهگيران را جبينش طُرفه گلزاريست * كه بر طرْف سمن زارش همىگردد چَمان ابرو دگر حور و پرى را كس نگويد با چنين حُسنى * كه اين را اينچنين چشم است و آن را ، آنچنان ابرو تو كافردل نمىبندى نقاب زلف و مىترسم * كه محرابم بگرداند ، خَم آن دلستان ابرو اگرچه مرغ زيرك بود حافظ ، در هوادارى * به تير غمزه صيدش كرد ، چشم آن كمان ابرو * توضيحات : معنى بيت ( 1 ) ( از دست آن يار كمان ابرو از چشم من خون مىريزد ، چه كنم حتى جهان به سبب چشم و ابروى محبوب پر از شور و غوغاست ) معنى بيت ( 2 ) ( غلام و چاكر چشم آن محبوبم كه در خواب شيرين مستى ، چهرهاش بوستانى پر از نقش و نگار است و ابروانش سايبان است ) معنى بيت ( 3 ) ( وجودم از غم عشق او به شكل هلال خميده و لاغر شد زيرا با وجود نقش ابروى محبوبم ماه جرأت ندارد كه در آسمان خودنمايى كند ) معنى بيت ( 4 ) ( نگهبانان غافل و بىخبرند ، درحالىكه از چشم و پيشانى محبوبم هر لحظه هزار گونه پيام به ما مىرسد ) معنى بيت ( 5 ) ( پيشانى محبوبم ، براى گوشهنشينان گلستانى تازه و گلزار شگفتى است و در كنار ياسمن زار رخسارش ابروانش به كرشمه حركت مىكنند ) معنى بيت ( 7 ) ( تو كه مانند كافران سنگدل هستى ، نقابى بر چهرهات نمىبندى و رويت را با زلفانت نمىپوشى زيرا مىترسم خم ابروى تو قبلهام را تغيير دهد و به سوى تو نماز گزارم ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - لسان الغيب در بيتهاى 6 و 8 به ترتيب فرمايد : ( كسى با زيبايى آنچنانى محبوبم نخواهد گفت كه حوران و پريان بهشتى داراى چشمانى زيباست ) ( اگرچه حافظ پرندهاى هوشيار و زيرك بود ولى چشمان و هلال ابروى يار با ناز و كرشمهاش او را شكار كرد و زيركى فايدهاى در مقابل عشق نداشت ) عين واقعيت كار شماست . 2 - به جنابعالى توصيه مىكنم كه عجله و شتاب نداشته باشيد بلكه با صبر و شكيبايى گره از اين كار باز مىشود ، ابتدا با يكى از استادان باتجربه مشورت كنيد سپس با پدر يا مادر در اين باره سخن بگوييد و راهنمايى بخواهيد و دست از لجبازى برداريد كه به ضرر شماست . 3 - موفقيت و كاميابى از شما دور نشده ، بلكه ترديد و نگرانى و اضطراب بر شما مسلط گرديده درحالىكه اين نيت و اجراى آن چندان دور از انتظار نيست و بالاخره گره اين مشكل با تأنى و شكيبايى به نفع خانواده شما باز مىشود . 4 - با خودخورى و نق زدن كارى پيش نمىرود ، بلكه فكر كنيد امروز متولد شدهايد ، پس براى آيندهء خود برنامهريزى كنيد و از نيروى اراده ، همراه با توكل بر خداوند استفاده كنيد و به يكى از مشاهد متبركه برويد و دعا كنيد كه گشايش بسيار است . 5 - فرزندم ، دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است و مرگ پلى است كه مؤمنان را به بهشت و كافران را به دوزخ مىرساند . 6 - قرض ادا مىشود ولى بيمار فعلا به همين حالت خواهد بود خريدوفروش توصيه نمىشود ، تغيير مكان و شغل را به زمان ديگر موكول كنيد كه اوضاع فعلى به نفع شماست پس عجله نداشته باشيد .