شمس الدين حافظ
44
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
كسانى كه مىخواهند خواجه را اشعرى مذهب بدانند مىگويند : اهل تسنن براى نماز ميت 4 تكبير مىگويد ولى اهل تشييع 5 تكبير دارند . من همان دم كه وضو ساختم از چشمهء عشق * چارتكبير زدم يكسره بر هرچه كه هست يا اينكه علماى اهل سنت از جمله شيخ بهاء الدين محمد را ستوده است . بهاء الحق و الدين طاب ثراه * امام سنت و شيخ جماعت يا دليل ديگر اينكه مذهب عامه مردم اهل سنت بوده است ، و يا توجيهى كه مىگويد در زمان صفويه به علت تعصب اين سلسله نسبت به مذهب شيعه ، حافظ را هم شيعه دانستهاند و اشعارى به او نسبت دادهاند ؛ درحالىكه حافظ صافى رندى بوده كه نمىخواسته بهانه به دست مدعى و خونخوارى چون « امير پيرحسين » بدهد ، ولى چه عقل و استدلال درستى مىتواند قبول و اذعان نكند كه حافظ به طور قطع و يقين شيعه بوده است ! قصيدهاى كه در مدح مولى الموحدين امير مؤمنان على عليه السلام با مطلع « مقدرى كه آثار صنع كرد اظهار " در چاپ قدسى كتابخانه ابن سينا با مقدمه شادروان على اصغر حكمت آمده ، دليل بارزى است كه حافظ صددرصد و به طور قطع و يقين شيعه مىباشد . براى اطمينان بيشتر ، 7 بيت بالا و آن قصيده را در بخش قصيده در پايان كتاب مرور كنيد تا اطمينان پيدا كنيد كه حافظ شيعه بوده است . و دايرةالمعارف اسلامى و بريتانيا و مجالس المؤمنين هم خواجه را مسلمان شيعه اثنىعشرى مىداند . ج - شناخت انديشههاى عرفانى حافظ استاد بهاء الدين خرمشاهى زيبا گفتهاند : " حافظ آموزگار نيست ، معلم اخلاق نيست ، واعظ نيست اما نفوذ كلام عظيمى دارد ، شعرش بىآنكه ارشاد و تعليمى باشد ، زندگىآموز سدهها و هزارههاست ، به راستى كه قبول خاطر و لطف سخن ، خداداد است . " يا به قول نجم الدين رازى در كتاب مرصاد العباد : " مجموعهاى مىبايست از هر دو عالم روحانى و جسمانى كه هم محبت و بندگى به كمال دارد و هم علم و معرفت به كمال دارد تا بار امانت مردانه و عاشقانه در سفت جان كشد . حق تعالى - چون اصناف موجودات را مىآفريد ، از دنيا و آخرت و بهشت و دوزخ وسايط گوناگون در هر مقام بر كار كرد چون به خلقت آدم رسيد گفت : انى خالق بشرا من طين . خانهاى از آبوگل آدم ، من مىسازم ، بىواسطه كه در او گنج معرفت تعبيه خواهم كرد . از شبنم عشق خاك آدم گل شد * بس فتنه و شور در جهان حاصل شد