شمس الدين حافظ
503
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
419 - « دعايى بكنيم » ما برآريم شبى دست و دعايى بكنيم * غمِ هجران تو را چاره ز جايى بكنيم دل بيمار شد از دست ، رفيقان مددى * تا طبيبش بهسر آريم و دوايى بكنيم خشك شد بيخِ طَرب راهِ خرابات كجاست ؟ * تا در آن آبوهوا نشو و نمايى بكنيم آنكه بىجرم برنجيد و به تيغم زد و رفت * بازشآريد خدا را كه صفايى بكنيم در ره نفس كزو سينهء ما بتكده شد * تيرِ آهى بگشائيم و غَزايى بكنيم مدد از خاطرِ رندان طلب ، اى دل ورنه * كار صَعب است ، مبادا كه خطايى بكنيم سايهء طايرِ كمحوصله ، كارى نكند * طلبِ سايهء ميمونِ همايى بكنيم دلم از پرده بشد ، حافظِ خوشلهجه كجاست * تا به قول و غزلش ساز و نوايى بكنيم * توضيحات : شد ( رفت ) معنى بيت ( 2 ) ( دل بيمار از دست رفت ، اى رفيقان مساعدتى بكنيد تا پزشكى بر بالينش بياوريم و درمانش كنيم ) معنى بيت ( 3 ) ( نهال شادمانى خشك شد پس راه ميخانه را به من نشان بده تا در آبوهواى شادىبخش آن پرورش بيابم و رشد كنم ) بىجرم ( بدون گناه - بىجهت - گناه نكرده - تقصير نداشته ) برنجيد ( آزرده خاطر شد ) خدا را ( براى خدا ) صفايى بكنيم ( صلح و صفا كنيم - كدورت را از دل بركنيم - به رسم درويشان دست او را بوسه دهم ) مفهوم بيت ( 5 ) ( تيرى بيندازيم و با نفس سركش جنگ كنيم و آن را به هلاكت برسانيم ) مدد ( يارى - كمك ) خاطر رندان ( توجه باطنى اهل معرفت ) ورنه ( و اگرنه ) صعب ( دشوار ) خطايى بكنيم ( راه نادرست برويم ) طاير كمحوصله ( سالك تازه كار و كمتجربه ) كارى نكند ( از او كارى ساخته نمىباشد - بلا اثر است ) طلب ( درخواست ) سايه ( عنايت ) ميمون ( مبارك ) هما ( مراد پير و مرشد ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - خواجه در بيتهاى 1 و 8 فرمايد : ( ما شبى دست بالا مىبريم و دعايى مىكنيم ، براى اينكه غم هجران تو را بدينوسيله چارهساز باشيم ) ( دل من بسيار آشفته و پريشان گرديد ، پس حافظ شيرين سخن كجاست تا با شعر او وقتى خوش داشته باشيم ) فال خويش را تفسير كنيد . 2 - به دنبال چيزى هستيد كه تمام فكر و انديشه شما را تصاحب كرده و براى دستيابى به آن مرتبا دعا و نيايش مىكنيد ، خواهش مىكنم در اين راه عجله نداشته باشيد ، از صبر و شكيبايى بهره برده و از فردى آگاه و عالم كمك بگيريد و توكلتان بر خدا باشد . 3 - توصيه مىكنم براى اجراى اين نيت به يكى از مشاهد متبركه برويد و دعا كنيد و نذر خود را ادا نماييد . 4 - مدتى در كار زندگى شما گرهاى بوجود آمده ، علتش وسواس و لجبازى طرفين مىباشد لازم است از ملاحت و سرمستى و عشق بهره بگيريد . 5 - مسافر شما وضعيتى نسبتا خوب دارد ، حدود يك ماه ديگر كار او طول مىكشد . ملاقات مهمى و هديهاى در پيش داريد . 6 - فرزندم ، يافتن پيش از جستجو اتفاق نمىافتد ، لحظه لحظهء جستجو « يافتن » است . پس از لحظات شيرين زندگى خود حد اكثر بهره را ببريد زيرا عالم و داناى فرداى ما تنها خداست . 7 - رنگ آبى يا فيروزهاى را برايتان پيشنهاد مىكنم كه بر زيبايى و ملاحت و صلابت و اتكاى به نفس جنابعالى مىافزايد و چهرهيتان را شادابتر مىسازد .