شمس الدين حافظ
499
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
415 - « زلفين سياه تو » گر دست دهد ، خاكِ كفِ پاى نگارم * بر لوحِ بَصَر ، خطِّ غبارى بنگارم پروانهء او گر رسدم در طلبِ جان * چون شمع ، همان دم ، به دمى جان بسپارم گر قلبِ دلم را ننهد دوست عيارى * من نقدِ روان ، در رهش از ديده شمارم دامن مفشان از من خاكى كه پس از من * زين دَر نتواند كه بَرد باد غبارم بر بُوى كنارِ تو شدم غرق و اميد است * از موجِ سرشكم كه رساند به كنارم امروز مَكش سر ز وفاى من و انديش * زان شب كه من از غم به دعا دست برآرم زلفين سياهِ تو به دلدارىِ عشّاق * دادند قرارىّ و ببردند قرارم اى باد ، از آن باده ، نسيمى به من آور * كان بوى ، شفا مىدهد از رنجِ خمارم حافظ لبِ لعلش چو مرا جان عزيزست * عمرى بُوَد آن لحظه كه جان را به لب آرم * توضيحات : خط غبار ( خط يا قلم بسيار ريز ) لوح بصر ( صفحه چشم ) مفهوم بيت اول ( خاك پاى يار را سرمه چشم مىكنم ) پروانه ( حشره پروانه - فرمان - دستور و رخصت كه ايهام دارد ولى در بيت دوم - فرمان ) قلب ( ايهام دارد - دل - زر ناسره و ناخالص ) عيار ( مقدار تعيين كردن ) مفشان ( تكان مده - اعراض مكن ) خاكى ( خاكسار ) بر بوى ( به آرزوى ) كنار تو ( آغوش تو ) غرق ( غرق درياى عشق ) كنار ( ساحل مراد وصال يار ) موج سرشك ( امواج اشك چشم ) كه رساند ( چه كسى مرا برساند ) كنارم ( به ساحل وصال تو مرا برساند ) وفا ( پيمان دوستى ) سر مكش ( اعراض مكن - سرپيچى مكن ) انديش ( بترس - بيم بدار ) غم ( اندوه عشق ) به دعا دست برآرم ( دست به دعا بشوم ) زلفين سياه ( گيسوى سياه و زيباى يار ) به دلدارى عشاق ( نگهدارى قلب عاشقان ) قرارى دادند ( رسم و روشى گذاشتهاند ) ببردند قرارم ( از شدت حسادت آرام و قرار مرا گرفتهاند ) مفهوم بيت هشتم ( براى دفع رنج خمارى بوى باده كافى است ) . معنى بيت ( 9 ) ( اى حافظ ، لب شيرين و سرخ او جان عزيز من است پس آن لحظه كه لب او بر لبم باشد به اندازه يك عمر است ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - در انديشهاى هستيد كه دست برداشتن از آن برايتان مشكل است ، حال كه چنين اصرار داريد ، خواجهء بزرگ شيراز نيز با شما هم عقيده است زيرا در بيتهاى 2 و 3 و 4 به ترتيب فرمايد : ( اگر پروانهء آن جانان در طلب جان من باشد ، مانند شمع در يك لحظه آن را تقديمش مىكنم ) ( اگر محبوب براى قلب ناخالص من مقدار و ارزش معين كند ، من از اشك چشم ، نقد رايج در راهش مىگذارم ) ( از من خاكى و خاكسار اعراض مكن كه حتى پس از مرگ من باد هم قادر نخواهد بود كه مرا از درگاه تو بيرون ببرد ) . 2 - اين نيت نياز به زمان و صبر و شكيبايى دارد ، بايد مقدمات آن از هر جهت فراهم گردد پس به يكى از مشاهد متبركه برويد و دعا و نذر خود را ادا كنيد ، ضمنا با درايت و كياست با يكى از نزديكان صميمى مشورت نموده و اقدام نماييد زيرا خامى و ناپختگى كارها را پيچيدهتر مىكند ، بنابراين از لجبازى و خودخواهى دست برداريد و با مساعدت ديگران با فعاليت ، تلاش و دقت و توكل بر خداوند اقدام كنيد تا موفق شويد . 3 - يكى از اعضاى خانواده كه مستجابالدعوه مىباشد سخت از شما ناراحت است لطفا هرچه زودتر دل او را به دست آوريد . 4 - فرزندم ، اگر از كار ديگران ناراحت شديد با قلب پاك خود آن ناراحتى را از خود دور كن . مسافرت را توصيه مىكنم ، خريدوفروش تفاوتى ندارد ، تغيير شغل به صلاح نمىباشد ، ملاقات مهم و هديهاى در پيش است و به زودى مسافرتى سودآور خواهيد داشت .