شمس الدين حافظ

37

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

كه دانشجوى مصرى خواند گفته‌اند كه ابن فارض در اوج سرمستى و در سرحد بىخودى سروده و شاگردانش نوشته‌اند . يكى از ويژگىهاى اين دو شاعر ايرانى و مصرى كه در ادبيات تطبيقى قرينه‌هاى زيادى وجود دارد ، اتكاى به عشق است . بايد اذعان كرد كه حافظ و ابن فارض مصرى دو شاعر بزرگ عرفان هستند كه يكى در قلمرو شعر فارسى و ديگر در گسترهء نظم عرب ، سبب شده تا شيفتگان ادبيات تطبيقى اين دو شاعر را با يكديگر مقايسه كنند ، به‌طورىكه بعضى حافظ را از نظر لطف و ظرافت شعرى برتر مىشمرند . ابن فارض از نظر مقامات عرفانى ، مانند حافظ قله‌هاى بلندى را فتح كرده است . اگرچه ، در مقايسه ادبيات شعر عرفانى عرب جز ابن فارض و ابن عربى سخنگوى توانمند و پهلوان ميدانى ندارد كه بتواند با شاعران بزرگ فارسى هم‌سنگ دانست ، ولى همين دو نفر انديشه عرفانى را در شعر عرب به اعتلا رسانيده‌اند . از ابن فارض ديوان كوچكى به يادگار مانده كه با همه كوچكى در كنار بزرگترين ديوان‌هاى شعر عرب جاى دارد . ابن فارض در سال 576 ق در مصر به دنيا آمد و پدرش قاضى بزرگ قاهر بود اما اجداد بزرگ او اهل حماة شام ( سوريه غربى ) بودند . او نيز مانند حافظ راه عرفان را پيمود و در مدرسه سيوفيه نزد ابن عساكر حديث آموخت و آنگاه به انزواى روى آورد و در مكانى به نام ( وادى المستضعفين ) در كوه مقطم به عبادت و تأمل مشغول شد كه خود گويد : فلى بعد اوطانى سكون الى الفلا * و بالوحش انسى إذ من الانس وحشتى در سال 1353 در آكادمى شهرهاى بن و هامبورگ آلمان ، شب‌ها و روزها شاهد بودم كه مردم آلمان و ايرانيان مقيم آن ديار چگونه به حافظ عشق مىورزيدند ، اين در حالى است كه مردم آلمان به گوته شاعر عشق و شوريدگى خود بسيار تعصب دارند و عشق به گوته در خون هر آلمانى است . آلمانىها معتقدند از زمان يونانيان تاكنون عالم بشريت در شعر و ادب و حكمت ، به هيچ‌كس به اندازه " يوهان ولفگانگ گوته " مديون نمىباشد ! اين شاعر و حكيم آلمانى ( 1749 - 1832 م ) با قوه تخيل بىنظير ، روح بلندپرواز ، قدرت بيان و قلم سحرآميزش آثارى چون : ورنر - فاوست - اگمونت - نغمه‌هاى رومى ، ديوان شرقى و غربى را آفريد . اما همين گوته ، با اين‌همه مقام و موقعيت جهانى ، شيفته و شيدا و عاشق غزليات حافظ است ، به‌طورىكه يكى از نويسندگان بزرگ آلمان اذعان و اعتراف كرد كه : " هيچ دوره از تاريخ جهان ، شاعرى را نمىتوان يافت كه نسبت به شاعر كشورى ديگر نظير تجليلى كه گوته از حافظ ايران كرده است ، به جاى آورده باشد . گوته چنان عاشق حافظ بود كه در كتاب ديوان شرقى خود مىنويسد : " حافظا ! دلم مىخواهد از شيوهء غزلسرايى تو تقليد كنم ، چون تو قافيه پردازم و غزل خويش را به ريزه‌كارىهاى