شمس الدين حافظ

418

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

334 - « عاشق مسكين » نيست كس را ز كمندِ سرِ زلف تو خلاص * مىكُشى عاشق مسكين و نترسى ز قصاص عاشق سوخته‌دل تا به بيابان فنا * نرود در حرم جان نشود خاصّ الخاص ناوك غمزه تو دست ببرد از رستم * حاجب ابروى تو برده گرو از وقّاص جان نهادم به ميان ، شمع صفت از سر صدق * كردم ايثار تن خويش ز روى اخلاص به هوادارى و اخلاص چو پروانه ز شوق * تا نسوزى تو نيابى ز غم عشق خلاص آتشى در دل پروانهء ما افكندى * گرچه بوديم هميشه به هوايت رقاص كيمياى غم عشق تو تن خاكى ما * زرّ خالص كند ار چند بود همچو رصاص قيمت دُرّ گرانمايه چه دانند عوام * حافظا گوهر يك دانه مده جز به خواص * توضيحات : فنا ( نيستى ) خاص الخاص ( ويژه - مخصوص ) دست ببرد ( غلبه كرد ) حاجب ( ابرو - مانع ، دربان ) گرو ( رهن ) وقاص ( سعد وقاص از اصحاب پيامبر و فاتح ايران كه در تيراندازى ماهر بود به‌طورىكه پيامبر اكرم ( ص ) در جنگى خطاب به وى فرمودند : ارم يا سعد . . . ) ناوك ( تيزتيز و نگاه نافذ ) هوا ( عشق ) رقاص ( تكاپو و تلاش ) كيميا ( اكسير ) رصاص ( قلع ) معنى بيت ( 1 ) ( هيچ‌كس از سر زلف تو رهايى ندارد ، عاشق بيچاره را مىكشى درحالىكه از قصاص نمىترسى ) معنى بيت ( 2 ) ( عاشق دل‌سوخته مادامىكه به بيابان نيستى نرفته در حرم جان ويژه و كامل نمىشود ) معنى بيت ( 3 ) ( نگاه تيز غمزه تو از رستم دست ببرد و در تيراندازى به رستم برترى يافت و دربان ابرويت هم در تيراندازى از سعد وقاص پيشى گرفت ) معنى بيت ( 6 ) ( به دل چون پروانهء ما آتشى افكند اگرچه دايما در عشق تو در تكاپو و تلاشم ) معنى بيت ( 8 ) ( اى حافظ ارزش جواهر گرانبها را عوام نمىدانند پس گوهر يك‌دانه را جز به اهلش مده ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - هركس او را ببيند يكدل نه صد دل عاشق و شيفته و شيداى او مىشود ، چرا خود را سرزنش مىكنى ، صحراى عشق ، سوز و گداز و رنج و ناراحتى دارد كه عاشق بايد صميمانه پذيراى آن باشد ، پس شما نيز از اين قاعده خارج نيستى . 2 - مردم عامى و بىهنر ارزش گوهر عشق و عاشقى و شيفتگى را نمىدانند ، پس چرا از دست حسودان ، ناراحت هستى ، شما راهى صحيح و درست انتخاب كرده‌ايد بايد با درايت و كياست همراه با اراده و كوشش و توكل بر خدا اين راه را طى كنى ، تا به مقصود برسى . 3 - براى رفع اين ناراحتى سورهء مباركه حضرت ابراهيم ( ع ) را تا آيه 30 با حضور قلب و معنى بخوان كه گشايش حاصل مىشود . 4 - سفر كرده ، نمىآيد اما سفرى در پيش داريد اگر پول دارى ، خريد را توصيه مىكنم و او را به مسافرت بفرست ، تا ناراحتى او تسكين يابد . 5 - اعتدال را رعايت كن و خود را به بىخيالى بزن كه انديشه كردن در اين‌باره بيهوده مىباشد ، چون بر اثر صبر موفقيت بدست مىآيد . 6 - هيچ‌كس از اعتدال در امور زيان نديده است ، اگر فكر مىكنيد با لجبازى و سر و صدا مسائل حل مىشود ، سخت در اشتباه هستيد ، درحالىكه با ملاحت و متانت سنگ سخت نرم مىشود ، او فعلا قصد لجبازى دارد ، چون فكر مىكند كه شما قصد فريب يا حيله داريد پس او نياز به اطمينان خاطر دارد . 7 - در امور تحصيلى و شغلى پيشرفت در انتظار شماست ، ميوه موفقيت را از درخت تلاش و علاقه بچينيد . 8 - پدر يا همسر شما در گردابى دچار شده كه نياز به كمك و مهر و محبت شما دارد . 9 - برادر يا خواهر نياز مبرم به شما دارد آنها را نيز مورد توجه قرار دهيد تا از ناراحتى به زودى رهايى يابند .