شمس الدين حافظ

413

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

329 - « بتى چابك و شيرين » مجمعِ خوبى و لطف است عِذارِ چو مهش * ليكنش مهر و وفا نيست ، خدايا بدهش دلبرم شاهد و طفل است و به بازى روزى * بكشد زارم و در شرع نباشد گنهش چارده‌ساله بتى چابك و شيرين دارم * كه به جان حلقه به گوش است مهِ چاردهش بوىِ شير از لبِ همچون شكرش مىآيد * گرچه خون مىچكد از شيوهء چشمِ سيهش من همان بِهْ كه ازو نيك نگه دارم دل * كه بد و نيك نديدست و ندارد نگهش از پىِ آن گلِ نورسته دلِ ما يا رب * خود كجا شد كه نديديم درين چندگهش يارِ دلدار من ار قلب بدين‌سان شكند * ببرد زود به جاندارىِ خود پادشهش جان به شكرانه كنم صَرف اگر آن دردانه * صدفِ ديدهء حافظ بُود آرامگهش * توضيحات : مجمع ( مجموع - محل اجتماع - كاملا - تماما ) عذار ( رخسار ) مهش ( مانند ماه او - زيبا ) طفل ( نوجوان ) به بازى ( به شوخى ) روزى ( يك روز - ى وحدت ، در دستور زبان فارسى 24 نوع ( ى ) وجود دارد كه در كتاب دستور زبان فارسى هديه ، يا كتاب مجموعهء كامل دستور زبان فارسى نوين هردو تأليف اينجانب آورده شده است ) شرع ( حكم دين ) بتى ( ى وحدت - محبوبى ) مه چارده ( ماه چهارده - بدر ) به ( بهتر - صفت تفضيلى ) نگه دارم دل ( دل به او نسپارم ) نيك ( قيد - سزاوار - خوبست ) بد و نيك ( سرد و گرم روزگار ) يا رب ( اى خدا - عجبا ) كجا شد ( كجا رفت ) چندگه ( مدتى ) قلب ( سينه شكر ) جاندارى ( جلادى - سلاحدارى ) درّ ( مرواريد ) معنى بيت ( 1 ) ( رخسار محبوب محل اجتماع لطف و زيبايى است اما افسوس مهر و وفا ندارد خدايا او را وفادار كن و در دلش مهر انداز ) معنى بيت ( 2 ) ( دلبر من جوان نورستهء محبوبى است اما با اين حال مىدانم به شوخى روزى مرا به زارى به قتل مىرساند و در حكم دين هم برايش گناهى محسوب نمىشود ) معنى بيت ( 8 ) ( اگر صدف ديده حافظ آرامگه گوهر يك‌دانه شود به شكرانهء آن جان فدا مىكنم ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - خواجه در بيتهاى 3 و 4 و 5 و 6 به ترتيب فرمايد : ( محبوب چابك و شيرين و نورسته 14 ساله‌اى دارم كه مانند ماه بدر با تمام وجود حلقه به گوش و عبد و زرخريدش هستم ) ( از لب شيرين او هنوز بوى شير شنيده مىشود ، اگرچه از ناز و كرشمهء چشم سياه دلش كه عاشق‌كش مىباشد قطره‌قطره خون تراوش مىكند ) ( بسيار شايسته است كه دل به او نسپارم زيرا هنوز بىتجربه است و بد و خوب را بازنمىشناسد و آئين دلدارى را نمىداند ) ( عجبا دل ما در پى آن گل نورسته كجا رفت كه مدتى است آن را نديدم ) خود تفسير كنيد . 2 - از اين انتخاب صرفنظر كنيد زيرا او بسيار حيله‌گر است و از روى صداقت عمل نمىكند ، پس به فكر كارى و كسى ديگر باشيد چون آينده‌اى درخشان در پيش داريد و حيف است آن را به اين عوامل زودگذر و ناپايدار صرف كنيد . 3 - اصرار بيش از اندازه بىفايده مىباشد چون لوازم ضرورى اين كار فراهم نمىباشد و در درازمدت به ضرر خانواده شماست . 4 - به يكى از مشاهد متبركه برويد و نذرى نموده و خالصانه از بارگاه ملكوتيش بخواهيد كه اوضاع را بر وفق مراد سازد . 5 - سفر كرده شما كارش فعلا نياز به بررسى بيشتر دارد ولى بالاخره انجام مىگيرد اما شتاب جايز نمىباشد ، جناب‌عالى 3 فرزند در طالع داريد و همسرتان لجباز و بداخلاق اما مهربان و ولخرج است ، بيشتر مراقب او باشيد كه به شما نياز دارد . 6 - اگر به سختى افتاديد و مىخواهيد رها شويد به مدت 8 شب با حضور قلب و معنى از سوره مباركه « الحجر » از آيه 10 تا 9 آيه بعد از آن را بخوانيد . 7 - كارى كه در نظر داريد ، آينده‌اى نيكو را رقم نمىزند زيرا موجب اختلاف شديد مىگردد ، شخصى در كار شما دخالت نابجا دارد ، سعى كنيد محترمانه از او برحذر باشيد .