شمس الدين حافظ
33
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
كسانى هستند كه شاعر را با جامعهاى كه زندگى مىكند ، بررسى مىكنند و ريا را محكوم مىكنند و فردوسى و حافظ را در ايران سردسته مبارزه با ريا و تزوير مىدانند . تمام منتقدان بر اين موضوع اتفاق نظر دارند كه از مهمترين اجزاى مركّب شعر « محتوا - درونمايه ، شكل ظاهرى و شكل ذهنى » است . شكل ذهنى عبارتست از فضاى عاطفى و شاعرانه و خيالانگيزى كه هم سبب القاى معنى مىشود و هم مايه تحريك و تهييج . به اين نمونهء زيبا از شعر حافظ توجه كنيد . بنفشه طرّهء مفتول خود گره مىزد * صبا حكايت زلف تو در ميان انداخت حافظ در اين گونه غزلها از واقعيتهاى عينى ، دنيايى ذهنى و عاطفى ساخته است كه براى غير شاعر غير قابل باور مىباشد . حافظ چه طرفه شاخ نباتى است كلك تو * كش ميوه دلپذيرتر از شهد و شكر است حافظ با بلاغت و فصاحت كلام خود ، صفت شيرينى را آنقدر سهل ممتنع مىكند كه هر خوانندهاى را به سوى خود مىكشاند ، اگرچه سعدى و حافظ هر دو سبك عراقى را كمال بخشيدهاند و شيوهء و سبك عراقى در غزل با آنچه در قصيده و مثنوى است ، تفاوت بسيار دارد و حافظ سبك و الا را در عراقى ابداع كرد ، براى اينكه حافظ همه چيز دنيا را از بام شعر نظاره مىكرد ، يعنى نه قيل و قال مدرسه و نه علم و فضلى كه چهل سال در آن سعى كرده ، مىتواند او را به خود جذب كند . حافظ ، آنجا كه مىخواهد اظهار شادمانى كند ، وزن ضربى و آنجا كه مىخواهد پند دهد از وزن سنگين بهره مىگيرد و اصولا انتخاب اوزان متناسب با مفهوم غزل ، نمودار ذوق و هنر اين شاعر باذوق است . حافظ از سويى ديگر مانند نقاشى چيرهدست از تضاد رنگها و روانشناسى آنها نيز پارادكس زيبا و جذابى خلق كرده و تابلويى بسيار نفيس از غزل برابر ديدگان جهانيان قرار داده است ، بهطورىكه ديوانش در عين تبيين نظام اجتماعى زمان خود و درج و ملاحظه دقايق حكم و عرفان ، ترجمهاى گويا از غلغل اجزاى هستى و رنگهاى عالم و جنبش جان جهان است كه بطون عالم را بر صفحه اوراق نشانده است . او رمز زيبايى گل را مىشناسد و تنها در نمود آن متوقف نيست ، لذا از راز درون گل سخن مىگويد ، آنگونه كه آرايههاى استعاره ، تشبيه ، مجاز ، مراعات نظير ، كنايه و ايهام را در هاون زبان مىسايد و نرم مىكند و از اين پودر نرم ، پارادكس را به خدمت مىگيرد ، سرمهاى بر چشم نرگس عشق مىكشد ، آنگونه كه شرح مجموعهء گل و لطف نهفته در جان آن را نظم دفتر خويش قرار مىدهد . فكر بلبل همه آنست كه گل شد يارش * گل در انديشه كه چون عشوه كند در كارش دانشجويى در كلاس درس از من پرسيد : « استاد راز و رمز بلبل و گل در شعر حافظ مگر شكل ظاهرى