شمس الدين حافظ

30

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

ذو فافيتين مرزبندى كرده است . 1 - اى قصهء بهشت ز كويت حكايتى * شرح جمال حور ز رويت روايتى 2 - ز دل برآمدم و كار برنمىآيد * ز خود برون شدم و يار درنمىآيد او در واج‌آرايى و انتخاب بحر عروضى نيز استادى كامل و ماهر است ، اسب فصاحت را در ميدان بلاغت واج‌آرايى چنان دوانده است كه توسنى به گردش نمىرسد ، به‌طورىكه از ميان مثلا 495 غزل خود تعداد 135 غزل خويش را در زحافات بحر رمل كه بحرى دلنشين مىباشد ، سروده است . بر وزن : در ازل پرتو حسنت ز تجلى دم زد . نمونه‌اى از واج‌آرايى او در حرف ( خ ) : « خيال تو با خود به خاك خواهم برد » استفاده از آرايه‌هاى تلميح كه همان گوشه چشمى است كه حافظ با نظر تيزبين خود بر وقايع و جريانات زمان دارد با تلميحات خود و استشهاد از آيات قرآنى كام خواننده را شيرين مىسازد ، او با بهره‌گيرى از صنعت تلميح اشاره‌هاى ظريف و نافذ خود را برگرفته از آيات وحى و قرآن و سنت رسول خدا ( ص ) مانند خون تازه در هميشهء قلبهاى بشرى جارى مىسازد و يادآور مىشود كه انسان بدون وحى و قرآن ، پوچ و سرگردان است . مشكلى دارم ز دانشمند مجلس بازپرس * توبه‌فرمايان چرا خود توبه كمتر مىكنند ؟ تلميح به آيه 44 بقره : « أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ ( آيا مردم را به نيكى فرمان مىدهيد و خويشتن را فراموش مىكنيد ) شب تار است و ره وادى ايمن در پيش * آتش طور كجا موعد ديدار كجاست ؟ تلميح : اشاره به آيه 29 و 30 سوره قصص : « فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَيْمَنِ » مطلب طاعت و پيمان و صلاح از من مست * كه به پيمانه‌كشى شهره شدم روز الست تلميح : به آيه 172 سوره اعراف : « وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ . . . » حتى تلميح‌هاى داستانى و صورى او نيز از شاهكارهاى بديع اين مرد سخن‌دان و عارف و عاشق قرآن است : آيينه سكندر جام مى است بنگر * تا بر تو عرضه دارد احوال ملك دارا « يا » آبى كه خضر حيات ازو يافت * در ميكده جو كه جام دارد اغراق‌هاى حافظ نيز چنان جالب توجه و بلندپروازانه است كه انسان را شيفته و عاشق غزلهايش مىسازد ، به‌طورىكه خواننده را به پرواز و حركت وامىدارد ، او از آرايه اغراق براى گسترش مفاهيم بهره