شمس الدين حافظ

375

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

291 - « نالهء بم » نصيحتى كُنَمَت بشنو و بهانه مگير * هر آنچه ناصح مُشفق بگويدت ، بپذير نعيم هردو جهان پيشِ عاشقان به جوى * كه اين متاع قليل است و آن عطاى كثير معاشرى خوش و رودى بساز مىخواهم * كه درد خويش بگويم به نالهء بم و زير چو قسمت ازلى بىحضور ما كردند * گر اندكى نه به وفقِ رضاست ، خرده مگير به عزم توبه نهادم قَدَح ز كَف صد بار * ولى كرشمهء ساقى نمىكند تقصير چو لاله در قدحم ريز ساقيا مى و مشك * كه نقشِ خال نگارم نمىرود ز ضمير ز وصل روى جوانان تمتّعى بردار * كه در كمينگهِ عمرست ، مكرِ عالمِ پير نگفتمت كه حذر كن ز زلف او اى دل * كه مىكشند درين حلقه باد در زنجير مى دوساله و محبوبِ چارده‌ساله * همين بس است ، مرا ، صحبتِ صغير و كبير بر آن سرم كه ننوشم مى و گنه نكنم * اگر موافقِ تدبيرِ من رود تقدير بيار ساغر ياقوت و درّ فيض خوشاب * حسود گو كرم آصفى ببين و بمير دل رميدهء ما را كه پيش مىگيرد ؟ * خبر دهيد به مجنون خسته از زنجير حديثِ توبه درين بزمگه مگو حافظ * كه ساقيان كمان ابرويت زنند به تير چه جاى گفتهء خواجو و شعر سلمان است * كه شعرِ حافظِ ما به زِ شعرِ خوب ظهير * توضيحات : ناصح مشفق ( پنددهندهء مهربان ) بهانه مگير ( تعلل مكن ، بهانه ميار ) نعيم ( خوشى زندگى ) متاع ( كالا ) قليل ( اندك ) آن ( مرجعش عشق الهى مىباشد ) معاشر ( همنشينى ) بساز ( خوش آهنگ ) رود ( آلت موسيقى ) قسمت ازلى ( نصيب روز آغاز و نخست ) نهادم قدح ( باده‌خورى را كنار نهادم ) كرشمه ساقى ( ناز و غمزهء محبوب ) تمتع ( بهره‌مندى ) عالم پير ( روزگار ) بر آن سرم ( قصد دارم ) موافق تدبير من رود تقدير ( كنايه از اينكه مى نوشيدن من مقدر است ، تقدير خدا با اين تصميم من موافق باشد ) كرم آصفى ( بخشش آصف وزير حضرت سليمان ) دل رميده ( قلب بىقرار ) پيش گيرد ( نگهدارى و پرستارى مىكند ) خسته ( مجروح - گرفتار ) حديث توبه ( داستان توبه از ميگسارى ) بزمگه ( مجلس عشرت ) زنند به تير ( با تير نگاه ملامت تو را مىكنند ) معنى بيت ( 13 ) ( چه جاى كلام خواجو و سلمان مىباشد وقتى كه شعر حافظ را بخوانند بلكه از شعر ظهير هم بهتر است ) نكته : خواجه با اين بيت شعر ظهير را مىپسندد اگرچه سلمان را ساحر و خواجو را نخل‌بند شعر فارسى مىداند و آنها را مىستايد . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - خواجه در بيتهاى 3 و 4 و 5 و 6 و 9 به ترتيب فرمايد : ( هم‌نشينى دلپذير و رودى خوش‌آهنگ خواهم تا اندوه و رنج درون را با نغمه و صداى زير و بم آن آرام كنم ) ( چون در روز ابتدا نوش و نيش را بىحضور ما قسمت كردند ، پس اگر قسمت تو چندان به دلخواه نمىباشد ، نبايد خرده گرفت ) ( صد بار به قصد بازگشت از ميگسارى جام باده را از دست نهادم اما ناز و غمزه ساقى در اين ميان براى شكستن توبهء من كوتاهى نمىكند ) ( آنگونه كه لاله در ساغر خود مى و مشك دارد ، تو هم اى ساقى ، در جام من به ياد خال مشكين يار باده و مشك بريز كه در اين صورت هيچ‌گاه از آيينه دلم محو نمىشود ) ( شرابى كه دوساله باشد و معشوق جوان چهارده‌ساله مصاحبت اين دو ( كوچك و بزرگ ) بجاى اكابر فريبكار براى من كافى است ) خود حديث مفصل بخوان از اين پنج معنى . 2 - به دنيا و عوامل آن زياد پايبند مباشيد و غم كم و زيادى آن را نخوريد ، بلكه سعى كنيد از آنچه داريد به بهترين وضع استفاده كنيد . 3 - از زندگى خوبى برخورداريد ، قدرش را بدانيد زيرا ديگران به شما حسادت مىكنند و قصد تخريب زندگى شما را دارد ، پس هرچه مىتوانيد از حسودان و افيونيها دورى كنيد . 4 - اين نيت به شرط داشتن اراده ، تلاش ، سرعت عمل و دقت حتمى است اما با ترديد و وسواس خراب مىشود و از بين مىرود . 5 - بيمار تا يك ماه ديگر شفا مىيابد و از مسافر خبرهاى خوش دريافت مىكنيد ، دوست صميمى جناب‌عالى مشغول اقدام مهمى است ، پدر يا همسر جناب‌عالى دست به كارى زده كه نگران است از جانب بنده به او بگوييد نگران نباش ، بلكه به يكى از مشاهد متبركه برويد و دعا كنيد و نگران نباشيد . 6 - اگر مىخواهيد يارى خداوند شامل شما شود در 7 شب متوالى سوره مباركه « ابراهيم » از آيه 9 تا 6 آيه بعد را با حضور قلب بخوانيد كه گشايش بسيار خواهد بود .